••• قرارمون سَر میز صبحانه

••• قرارمون سَر میز صبحانه

من عشق می آورم

تو عسل...

من کمی مربای بهار، کنار نان می گذارم

تو، چند بیتی غزل...

با دو فنجان چای، که دَم بِکِشد با نگاهمان،

آرام آرام •
دیدگاه ها (۳)

Part 20

گشته‌ام، حوصله‌ای نیست! چه می‌دانی تو...من پُر از «منزوی»‌ام...

پارت پنجم | روزِ بارانیاز صبح باران می‌بارید.کافه خلوت‌تر از...

زن‌ها عجیبند...از گلدان، گل می‌سازنداز یک فنجان چای، آرامشاز...

و حالا پاییز آرام و نجیب با چمدانی پر از برگهای طلایی از راه...

💜 پارت سوم | چیزی که تهیونگ فهمیدتهیونگ هنوز با همان لبخند ش...

جنگل نفرین شده پارت ۱۰

«سوگند عشق»³:partصبح، آرامتر از همیشه از راه رسید. نور طلایی...

تقدیم به زندگیم:سر به روی شانه‌هایت می‌گذارم بعد ازاینغصه‌ها...

و قلبم دوباره تپیدpart: 1. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط