🧡🍂#پاییز‌تن‌طلایی🍂🧡

🧡🍂#پاییز‌تن‌طلایی🍂🧡



🦋♡

انگار #سال ها طول کشید،
تا دسته ای #بوسه،
از #دهان تو بچینم!
و در گلدان سپید #قلبم "
بکارم!
#عشق "
اتفاق #لبخند هایی بود که،
دوست داشتنت را
#زیباتر می کرد...✍️📸


#زینب_سادات_حسینی(ترنّم)




#عشقولوژی


#نگاشــــــته‌شده‌در: ۱۴۰۳/۰۹/۲۵

۰۹:۳۴⏰️


💌👒 ⌈ #مستاجرِخدا⌋
دیدگاه ها (۰)

My Arirang Part 8

┄┉♡┉┄𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 برای تو، پگ جیمین؛ قشنگ‌ترین اتفاقِ یک روز پا...

پروانه جان

~حرف‌های احساسی پسرها در پایان کنسرت! 🇦🇷🥹𓂃 🎤 در پایان کنسرت،...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

برادر ناتنی

اینو نوشتم اما نه شبیه چیزی که خواسته شده یه سناریو عاشقانه...

My lovely neighbor part : ۶۸

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟏𝟎𝟏<𝐓𝐡𝐞 𝐄𝐧𝐝>اون روز یه م...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "27""ویو نویسنده مامی"فقط ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط