{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘

سایـہ و وسوسـہ

𝐏𝐚𝐫𝐭 29


+ خب جناب پارک امروز به چه علت از ما خواستید که دورهم جمع بشیم

پارک: میخواستم برات چند تا هرزه ی مطیع معرفی کنم جوری که حتى زيرت جون بدن هم اعتراضی نداشته باشن اما انگار...
لیویا با شنیدن کلماتی که از دهان اون مرد خارج میشد زیرنگاهی به جونگکوکی که کنارش با فاصله کمی نشسته بود انداخت و گفت :
_ فکر نمیکنم جونگکوک بهشون نیازی داشته باشه
جونگکوک که از حرف ، لحن و تنش دختر تعجب کرده بود به چشمهاش که حالا مستقیما و با اقتدار به چشمهای پارک نگاه .. میکردن خیره شد

همونطور که نگاهش رو به چشمهای لیویا داده بود شروع به حرف زدن کرد که لیویا هم نگاهش رو به طرف اون گرفت و به جونگکوکی که با پوزخندی که هیچ پیشوندی نمیشد براش گذاشت داد
+ درست میگه پارک من نیازی به اون هرزه ها ندارم وقتی کسی کنارمه که هیز های زیادی دنبال گرفتن گودی کمرشن در انتهای جمله اش نگاهش رو به پارک داد و ابروهاش رو بالا .. انداخت

+ بالاخره من دیگه سلیقتون رو قبول ندارم و سرش رو به طرف اون زنه کنه یعنی سومین چرخوند هنوز هم یادش بود تمام چندش کاری های اون زن رو برای خوابیدن کنارش

جونگکوک از آدم هایی که خودشون رو برای "سک*س" کوچیک ... میکردن متنفر بود

حتی اون باسنه بزرگ هم نمیتونست تحریکش کنه وقتی صاحبش همچون آدم نچسبی بود

حتى تمام اون حركات اغواگرانه براش چیزی جز انزجار نداشت اینکه یک زنه سی و خورده ای ساله بخواد با کسی که ده سال ازخودش کوچکتره له له س*كس بزنه. اصلا براش چیز جالبی نبود چون چیزی بغیر از هرزگیه بیش از اندازه معانی دیگری برای پسر نداشت

جک از اون فضای خسته کننده ای که تمامش تیکه پروندن بود خسته شده بود پس سعی کرد حداقل خودش از اون فضا فاصله بگیره

جک : پارک میشه اگه فایل یا عکسی از اون دخترا دارید رو نشونم بدید؟

پارک : اوه حتما .. داخل كيفمه

جک: پس ممنون میشم همراهیم کنید لپ تاپ و وسیله ها داخل اتاق هستن

.. پارک : حتما

جک لبخند ضایعی زد و بعد از راهی کردنه پارک رو به جونگکوک

.. لب زد : فقط گند نزن

جونگکوک اهمیتی به حرفش نداد و سر صحبت رو با سومین باز .. کرد

+خب سومین شی چطور میگذره؟ بعید بدونم اون پیر خرفت بتونه اونطور که باید ار*ضات کنه پس یعنی اینقدر عاشق پولی؟ سومین هم نگاه تحقیر آمیزی به لیویا انداخت و گفت : تو چی
جونگکوک شی؟ این دختر میتونه اونجور که میخوای به اوج برسونتت؟ یا میزاره هر بلایی دلت خواست سرش بیاری؟ با اون چاقوهای متنوعت روی بدنش خط انداختی؟

جونگکوک شونه ای بالا انداخت و گفت : بهرحال جوری هست که حتی فقط با بدنش به اوج برسم.. هرزه های مصنوعی ای مثل تو !!!!.. هیچ جذابیتی برام ندارن

لیویا که کم کم داشت از اون بحثه حال بهم زن کلافه میشد بلند شد ... و گفت
_ میرم بالکن.. يكم هوا بخورم
+دیدی چیکار کردی سومین؟ بیبیمو رنجوندی
سومين : حداقل بزار من باور نکنم که این دختر و دوست داری
لیویا بی تفاوت به اونها به بالکن رفت و با گرفتن میله ها چشمهاش رو بست و نفس عمیقی کشید

کمی بعد گرمی دست هایی رو دور شکمش حس کرد. سرش رو کمی به راست کج کرد که چهره جونگکوک رو دید

_بحث های مهم تری با اون زن داری

جونگکوک دختر رو سمت خودش برگردوند و بعد از نگاه کردن به چشم های براقش لبه ای ریز و خواستنیش رو به لب های گوشتی دختر رسوند.. بوسه آرومی به لب بالاییش زد و کمرش رو بیشتر فشرد و به خودش چسبود به طوری که صورتهاشون کاملا چسبیده به هم بود ..!

بخاطر فاصله قدیشون دختر سرش رو کمی به سمت بالا متمایل کرد که جونگکوک لبهاش رو به حرکت درآورد و مکهای پی در پی ای به لبهای دختر زد لبهاش رو از روی لبهای دختر برداشت .. با یک دست که کمر دختر رو گرفته بود و با دست دیگرش موهای دختر رو کنار زد

+عزيزه من ... حتى فكرشم نکن که بخوام به اون هرزه نگاه کنم
لیویا ويو

دیگه داشت حالم از اون زن و قیافه اش بهم میخورد. یعنی الان اون با این حرفاش میخواست منو تخریب کنه؟

عصبی از جام پاشدم و سمت بالکن رفتم میرم بالکن یکم هوا بخورم

دیگه توجهی به اونها نکردم و سمت بالکن رفتم.. نفس عمیقی ... کشیدم و از تاریکی شب لذت بردم

کمی که گذشت گرمای دست کسی رو دور کمرم حس کردم که نمیتونست شخصی جز جونگکوک باشه

پوزخندی زدم و ناخوداگاه بدون اینکه بتونم عصبانیتمو کنترل کنم .. تیکه وار بهش گفتم بحثهای مهم تری با اون زن داری

در یک عان چرخشم رو سمت جونگکوک حس کردم که با نگاهش البهام رو برانداز میکرد

با بوسه آرومی که روی لبهام زد شوکه شدم از گوشه چشم نگاهی به پشت سرش انداختمو بعد از گرفتن کمرم توی بوسه همراهیش .. کردم
دیدگاه ها (۱۸)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 30همونطور که فاصله ص...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 31+بنظر میاد فقط بخش...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 28پارک: باشه باشه تن...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 27+مطمئن باش عوضیایی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط