OC دکتر استون

اسم : لورین(تاجدار،زیبا)
فامیل : رایت(Wright)
سن : ۲۱
تاریخ تولد : ۲۰۰۰/۹/۷
قد : ۱۵۹
تایپ : INFP
خانواده :
پدر:؟؟؟
مادر خوانده:؟؟؟
مادر: آنا اسمیت (مرده)
خواهر: لونا رایت (۲۳ سال)
شیپ : هارولد هامانوری(اوسی یه بنده خدا)
فرند شیپ : سراس ساکوری(اوسی دیگه همون بنده خدا)
دوستان : زوئی_ چلسی_ الکس(اوسی همون بندا خدا)_ امیر(اوسی همون بنده خدا)_ نائیریکا(اوسی همون بنده خدا)
مهارت : طراحی_ خیاطی_ پزشکی(کمی)
علایق : نقاشی_ خیاطی_ طبیعت_ جنگل_ سکوت_ موسیقی_ شب_ ماه و ستاره_ دریا_ تاریکی
تنفرات : جاهای شلوغ_ مرکز توجه قرار گرفتن_ تبعیض_ قضاوت از روی ظاهر_ غیبت کردن_ تهمت زدن_ تولدش_ سر و صدا
ترس : جاهای تنگ و بسته_ عصبانیت پدرش_ از دست دادن عزیزانش
اخلاق : یه دختر ساکت و آرومه که همیشه سرش تو کار خودشه. کم حرف و خجالتیه. بیشتر اوقات کسایی که نمیشناسنش فکر میکنن مغروره در صورتی که اینطوری نیست و لورین فقط خجالتی و کم حرفه. خیلی متواضعه. مهربون و دل رحمه. معمولا صادقه. نسبتا باهوش و تیز بین و بادقته*خیلی به جزئیات دقت میکنه*. حافظش خوبه. به کسی اهمیت بده برای اون فرد جون هم میده. همیشه بین وسایلش یه دفتر طراحی، مداد و پاک کن میتونی پیدا کنی.
گذشته : لورین نتیجه تجاوز بابای لونا به خدمتکار خونشون(آنا اسمیت) است. آنا یچشو سقط نمیکنه و بابای لونا رو مجبور میکنه که لورینو به سرپرستی بگیره بابای لونا هم میگه که لورین رو به عنوان بچه واقعی خودشون جا میزنن و لورین از بچگی‌ به عنوان فرزند خاندان رایت بزرگ میشه. (به جز مادر لونا،بابای لونا و چند تا از افراد مورد اعتمادشون کسی از این قضیه خبر نداره).
مامان لونا از لورین متنفره دلیلشم معلومه لورین نتیجه خیانت شوهرشه در نتیجه از همون اول با لورین خیلی بد رفتاری میکنه. آنا هم که بد رفتاری هاشون رو میبینه یه بار صبرش تموم میشه و جلوی خود لورین میگه که انقدر بچمو اذیت نکنین(لورین اونموقع ۴ سالش بوده) و خب لورین هم میفهمه که آنا مامان واقعیشه. بعد از اون رفتار بقیه با لورین بهتر میشه ولی خب به جاش آنا تاوان میده. بابای لونا از اونجایی که آنا خوشگل و جوون بوده ازش استفاده میکرده*خودتون بگیرین دیگه*آنا هم هی تحمل میکنه تحمل میکنه هیچی نمیگه آخر سر دیگه از همه چی میبره و تو تولد ۶ سالگی لورین خودشو از رو پشت بوم عمارت پرت میکنه پایین و دقیقا هم جلو پای لورین میوفته(علت نفرت لورین از تولدش)
آنا که میمیره دیگه کسی نبوده که جلوی ظلمای بقیه به لورینو بگیره در نتیجه لورین خیلی زجر میکشه. حتی یه بار به خاطر یه اشتباه کوچیک توی یه اتاق کوچیک زندانیش میکنن دو روز و خب آخر سر هم چون لورین از گرسنگی و تشنگی غش کرده بوده بیرونش میارن(علت ترسش از فضاهای تنگ و بسته)
بر خلاف تصورات رابطه لورین و لونا خیلی خوبه و رابطه خیلی صمیمی ای هم دارن. لونا هیچوقت از رفتارایی که با لورین میشد باخبر نشد وگرنه اگر میفهمید حتما جلوشونو میگرفت. همچنین لونا از اینکه لورین یه بچه نامشروعه اطلاعی نداره. لونا و لورین در اصل ۱ سال تفاوت سنی داشتن ولی چون لورین ۱ سال دیرتر احیا میشه تفاوت سنیشون ۲ سال میشه.
لورین کنار لونا کمی پر‌حرف تر و پر انرژی تر و برونگرا تر میشه و گاهی اوقات با هم از ایده آل هاشون درباره شوهر حرف میزنن.
لورین درست مثل یوزوریها به هنر های دستی و طراحی خیلی علاقه و مهارت داره و دوست داشته که بره دانشکده هنر اما خب بابای لونا نمیزاره و مجبورش میکنه که بره پزشکی. با وجود اینکه لورین به پزشکی علاقه ای نداشته ولی باز هم همیشه درس ها و نمراتش خوب بوده و جزو شاگردان ممتاز بوده(بر خلاف لونا)و خب همیشه توی درسا به لونا کمک میکرده(یه سالو جهشی خونده بوده به خاطر همین با لونا توی یه پایه بود)
لورین ۱ سال بعد از لونا توسط کلونی آمریکا احیا میشه و به اونا میپیونده. تو کلونی آمریکا نقش خیاط را داشته و لباس هارو میدوخته(یه جورایی مثل یوزوریها تو پادشاهی علم)
بعد لورین مثل لونا به عنوان جاسوس به فرقه مارپیچ فرستاده میشه و اونجا با هارولد ملاقات میکنه و از هارولد خوشش میاد. آخر سر هم به خاطر عذاب وجدانی که با خاطر جاسوسی کردن میگیره یه شب که همه درگیر بودن از فرقه مارپیچ فرار میکنه و به کلونی آمریکا برمیگرده.
تو ماجرا های بین کلونی آمریکا و امپراطوری علم هم لورین در اصل چون از جنگ و خونریزی بدش میاد نمیخواسته ولی با کلی اصرار با تیم استنلی دنبال زنو میاد(در اصل به خاطر لونا اومده بود)
آخرشم لورین قبل از سنگ شدن جای لونا و چلسی رو پیدا میکنه و پیش اونا سنگ میشه. بعد هم سوئیکا همراه با لونا و چلسی با خودش میارتش و بعد احیا میکننش.
فکت:
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
لایک؟بازنشر؟اد استوری؟
حمایت کنین ذوق کنم🥹✨️
دیدگاه ها (۴۰)

اوسیه شیطان کشم (والا خودم ازش خیلی خوشم میاد)

I fell for my doctor-part 10

پارت ۲۵ دکتر:خوشبختانه خوبه دختر قویه فقط باید روز به روز زخ...

معرفی اوسی/oc/آرت جدید/حمایت?

من امده ام وای وایهیهیهیهی🗣(ساعت ۷:۳۵ دقیقه کلاس۳)در حالی هم...

اومدم برا بار سوم بیوشو بدم برم رو مختون آدرین/ اوسی/ سیرک د...

پارت ۲ × چشم ...خیلی ممنون‌..........( و جیمین با استرس اینک...

Iove and the moonPart36کوک: عشقم پاشو صبح شده یونا: نمی خوا...

تک پارتی ( وقتی عصبی بود )( علامت جیهوپ * علامت ات + و کسای ...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط