#تو_مطعلق_به_منی

#تو_مطعلق_به_منی
پارت_42

چشمم به ات افتاد که چا اوون هی داشت اونا میکشید می برد و من سریع رفتم سمتشون و دسته ات رو از دستشون از دسته اون کشیدم و به سمت خودم آوردمش اولش هل شد بعد با نگا کردن به من اشک تو چشماش رده بست

ویو ات
همونطوری که اون نردک داشت منو می‌برد دستم توسط کسی کشیده پشد اون ...یونگی بود بلاخره اومد بلاخره بی درنگ چشمام خیس شد دسته خودم نبود

-حق نداری نزدیکش شی‌
~چ تو کی باشی
~ انقد زود خودتو نچسبون به دختری که هر شب زیرم بود

-من از ات مطمعنم و حرف هایه تو دیکمم نیس
-جمع کن تا همینجا نکشتمت
~تو خودت پارتنر داری مردک
-نمیتونم دوتا داشته باشم؟!

با این حرفه یونگی به فکری فرو رفتم یعنی اون منو دوست نداره منو فقط بخاطره بدنم میخواد اون منو....

+چی میگی یونگی
- دوس داری چی بشنوی
+ بس کن
~میبینی ات برايه کسی خودتو به در دیوار زدی که انتخاب دومشی

#اد_هوپی
دیدگاه ها (۱۲)

عشق_بعد_نفرت پارت: 4یونگی: ات یادت نرفته که باید همه مون رو ...

𓆩 پارت ۵۶ 𓆪 🖤ات با تعجب بین جیمین و مرد غریبه نگاه کرد.— یکی...

bts

الماس زیبای من ...

پارت دوازدهم من رفتم کنار ات دراز کشیده و به صورت زیبا اون ن...

پارت ۱۳دید ات نیست که همون موقع جیمین اومد و گفت چیشد ؟ تهیو...

THE FIRST KISSPART: 9رفتم بیرون بار به دیوار بار تکیه دادم ب...

پارت 44╭─ 🎀🦋 𝑽𝒊𝒆𝒘 𝑯𝒚𝒖𝒏 𝑾𝒐𝒐 🦋🎀 ─╮دایی: آهان... فهمیدم! 😏آت: چ...

عشق منp۵۶کوک:میخواستی اون جونگهیون عوضی براش پدری کنه بگو ا‌...

شب تولدم فصل 3پارت 20ات: نمیتونه بهم زنگ بزنه همه خطاشو بلاک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط