******
******
قسمت ۳اتش نفرت😙
روز اول مدرسه
جیون:
مثل هرسال بی دغدغه وارد دانشگاه میشم به کیوری سلام میکمو بغلش میکنم همه ی بچه هارو میشناختم چشمم به دختری میوفته که یه کنار وایساده بود قدش تقریبا اندازه ی من بود موهای بلند و لختی داشت رنگ موهاش مشکی بود تیپ اسپرتی زده بود و تو خودش بود تصمیم گرفتم یکم اذیتش کنم . با کیو نزدیکش شدم...
کای:
مثل همیشه وارد دانشگاه میشم به دورو برم نگاه میکنم اووه سهونم که اون جاست یه کت ابی پوشیده بود و فرق موهاشو باز کرده بود یکم به این ور نگاه کردم دیدم جیون هم اون جاست و داره میره طرف یکی خوب که نگاه کردم دیدم یه دختر با موهای مشکی و تقریبا بلند اصن دختر نبود که عاقا پسر بوود تیپش استپرت بود از این جور دخترا خیلی خوشم میاد اروم اروم رفتم طرف سهون سهونم با انرژی سلام کرد و دستشو انداخت رو شونم
هیومین:
تو خودم بودم که یهو یکی بهم خورد و گفت:یاااااااااااا حواست کجاس پاشنه کفشم شکست میدونی قیمت این کفش چقدره؟
سرمو با لا اوردم به سرتا پاش نگاه کردم دختر خوشگلی بود موهای بلند و مشکی لختی داشت که از پشت بسته بود و لباس بلند مشکی پوشیده بود به کفش که برق میزد نگاه کردم اوه خدای من پاشنش شکسته بود ولی من که پاش نخوردم خودش به من خورد اوووف چه میدونم
جیون:
اوه خدای من فکر نمیکردم پاشنه کفشم بشکنه ولی خب بهتر بلاخره جدی تر تو چشم میخوره
دیدم کای و سهون و همه دارن میان طرف ما خب در اصل حدفمم همین بود کای اومد طرفمو گفت جیون بازم دردسر؟
دستمو گذاشتم روی دستشو گفتم کفشاتو بده من بپوشم نمیشه که با اینا راه بیام کای نگاه چپ چپی بهم کردوروشو بر گردوند و گف به من چه خو خودت شکوندیشون بلند داد زدم یاااااااااااااا کایااااااااااااااا حداقل برام کفش بخر دیدم همه دارن نگامون میکنن
زد به پام و اون یه پاشنمم شکست چشمم پر اشک شد که گفت خب حالا انقدر حساس نباش بیا بریم برات بخرم
کای:
رفتم طرف جیون که دستمو گرفت و گفت کفشتو بده من بپوشم راستش خندم گرفت ولی تو جمع نمیشد بخندم که دوباره گیر داد برام کفش بخر خب منم کارمو راحت کردم زدم اون پاشنشم شکستم یهو جمعو سکوت بر داشت خب من خوشم میومد گریه (دخترا)رو در بیارم دیدم چشمای جیون پر اشک شد سر مو خاروندمو گفتم خوب حالا حساس نشو و دستشو گرفتم بردمش فروشگاه
جیون:
دستشو ول کردمو با اعصبانیت رفتم تو کلاس نشستم سر نیمکت و سرمو گذاشتم رو میزو گریه کردم وای عالیه خواستم یکی دیگه رو خورد کنم خودم خورد شدم!کیوری سعی میکرد دلداریم بده ولی نمیشد تازه فهمیدم چه حس بدیه
نظر بدید😞
قسمت ۳اتش نفرت😙
روز اول مدرسه
جیون:
مثل هرسال بی دغدغه وارد دانشگاه میشم به کیوری سلام میکمو بغلش میکنم همه ی بچه هارو میشناختم چشمم به دختری میوفته که یه کنار وایساده بود قدش تقریبا اندازه ی من بود موهای بلند و لختی داشت رنگ موهاش مشکی بود تیپ اسپرتی زده بود و تو خودش بود تصمیم گرفتم یکم اذیتش کنم . با کیو نزدیکش شدم...
کای:
مثل همیشه وارد دانشگاه میشم به دورو برم نگاه میکنم اووه سهونم که اون جاست یه کت ابی پوشیده بود و فرق موهاشو باز کرده بود یکم به این ور نگاه کردم دیدم جیون هم اون جاست و داره میره طرف یکی خوب که نگاه کردم دیدم یه دختر با موهای مشکی و تقریبا بلند اصن دختر نبود که عاقا پسر بوود تیپش استپرت بود از این جور دخترا خیلی خوشم میاد اروم اروم رفتم طرف سهون سهونم با انرژی سلام کرد و دستشو انداخت رو شونم
هیومین:
تو خودم بودم که یهو یکی بهم خورد و گفت:یاااااااااااا حواست کجاس پاشنه کفشم شکست میدونی قیمت این کفش چقدره؟
سرمو با لا اوردم به سرتا پاش نگاه کردم دختر خوشگلی بود موهای بلند و مشکی لختی داشت که از پشت بسته بود و لباس بلند مشکی پوشیده بود به کفش که برق میزد نگاه کردم اوه خدای من پاشنش شکسته بود ولی من که پاش نخوردم خودش به من خورد اوووف چه میدونم
جیون:
اوه خدای من فکر نمیکردم پاشنه کفشم بشکنه ولی خب بهتر بلاخره جدی تر تو چشم میخوره
دیدم کای و سهون و همه دارن میان طرف ما خب در اصل حدفمم همین بود کای اومد طرفمو گفت جیون بازم دردسر؟
دستمو گذاشتم روی دستشو گفتم کفشاتو بده من بپوشم نمیشه که با اینا راه بیام کای نگاه چپ چپی بهم کردوروشو بر گردوند و گف به من چه خو خودت شکوندیشون بلند داد زدم یاااااااااااااا کایااااااااااااااا حداقل برام کفش بخر دیدم همه دارن نگامون میکنن
زد به پام و اون یه پاشنمم شکست چشمم پر اشک شد که گفت خب حالا انقدر حساس نباش بیا بریم برات بخرم
کای:
رفتم طرف جیون که دستمو گرفت و گفت کفشتو بده من بپوشم راستش خندم گرفت ولی تو جمع نمیشد بخندم که دوباره گیر داد برام کفش بخر خب منم کارمو راحت کردم زدم اون پاشنشم شکستم یهو جمعو سکوت بر داشت خب من خوشم میومد گریه (دخترا)رو در بیارم دیدم چشمای جیون پر اشک شد سر مو خاروندمو گفتم خوب حالا حساس نشو و دستشو گرفتم بردمش فروشگاه
جیون:
دستشو ول کردمو با اعصبانیت رفتم تو کلاس نشستم سر نیمکت و سرمو گذاشتم رو میزو گریه کردم وای عالیه خواستم یکی دیگه رو خورد کنم خودم خورد شدم!کیوری سعی میکرد دلداریم بده ولی نمیشد تازه فهمیدم چه حس بدیه
نظر بدید😞
- ۸.۰k
- ۱۹ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط