وقتی درسش بد بود و..

ات
بلند شدم ومسواک زدمو صبحانه خوردمو لباس پوسیدم رفتم مدرسه
(جیمین هم همین روتین رو داشت )
ات
رفتم تو کلاس و دیدم زنگ ریاضیه و نشستمو دیدم دبیر اومد داخل بچه ها به احترام بلند شدن و دبیر گفت (علامت دبیر ~)
~بفرمایین بشینید
از زبان ادمین
دبیر شروع کرد به درس دادن و یه دفعه گفت
~کی این سوال رو بلده ؟
میخاستم دستمو بیارم بالا که گفت
~جیمین بیاد جلو
_تو ذهنش (فاک تو این شانش )
_رفتم جلو سوالش سخت بود ولی دیروز ات به جز ادبیات ریاضی هم کار کرد بخاطر همین بلد بودم و تا نصفش رو رفتم هنوز تموم نشد معلم گفت
~بشین
_نشست
~ات بیا ادامه اش رو با توضیح حل کن
+ رفتم حل کردم دیدم جیمین داره نگام میکنه تموم شد و رفتم نشستم سرجام که زنگ خورد
ادمه ؟
دیدگاه ها (۵)

وقتی درسش بد بودو ..

Part7ا.ت رو مایا می نویسمویو مایاجیمین منو از خواب بلند کرد ...

جونگ کوک از خواب بلند شدم دیدم ات کنارم نیست و رفتم پایین دی...

به زیباییه مشکی

درخواستی : وقتی بهت خیانت کرد

شب تولدم فصل 3پارت 20ات: نمیتونه بهم زنگ بزنه همه خطاشو بلاک...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁶ویو: اتصبح که بیدار شدم، دستم رو...

پارت 28 رمان عشق مدرسه ایو هیونجین یش ات . ات تو دلش گفت: ات...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم )^_^

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط