وقتی درسش بد بود و..
ات
بلند شدم ومسواک زدمو صبحانه خوردمو لباس پوسیدم رفتم مدرسه
(جیمین هم همین روتین رو داشت )
ات
رفتم تو کلاس و دیدم زنگ ریاضیه و نشستمو دیدم دبیر اومد داخل بچه ها به احترام بلند شدن و دبیر گفت (علامت دبیر ~)
~بفرمایین بشینید
از زبان ادمین
دبیر شروع کرد به درس دادن و یه دفعه گفت
~کی این سوال رو بلده ؟
میخاستم دستمو بیارم بالا که گفت
~جیمین بیاد جلو
_تو ذهنش (فاک تو این شانش )
_رفتم جلو سوالش سخت بود ولی دیروز ات به جز ادبیات ریاضی هم کار کرد بخاطر همین بلد بودم و تا نصفش رو رفتم هنوز تموم نشد معلم گفت
~بشین
_نشست
~ات بیا ادامه اش رو با توضیح حل کن
+ رفتم حل کردم دیدم جیمین داره نگام میکنه تموم شد و رفتم نشستم سرجام که زنگ خورد
ادمه ؟
بلند شدم ومسواک زدمو صبحانه خوردمو لباس پوسیدم رفتم مدرسه
(جیمین هم همین روتین رو داشت )
ات
رفتم تو کلاس و دیدم زنگ ریاضیه و نشستمو دیدم دبیر اومد داخل بچه ها به احترام بلند شدن و دبیر گفت (علامت دبیر ~)
~بفرمایین بشینید
از زبان ادمین
دبیر شروع کرد به درس دادن و یه دفعه گفت
~کی این سوال رو بلده ؟
میخاستم دستمو بیارم بالا که گفت
~جیمین بیاد جلو
_تو ذهنش (فاک تو این شانش )
_رفتم جلو سوالش سخت بود ولی دیروز ات به جز ادبیات ریاضی هم کار کرد بخاطر همین بلد بودم و تا نصفش رو رفتم هنوز تموم نشد معلم گفت
~بشین
_نشست
~ات بیا ادامه اش رو با توضیح حل کن
+ رفتم حل کردم دیدم جیمین داره نگام میکنه تموم شد و رفتم نشستم سرجام که زنگ خورد
ادمه ؟
- ۳۸.۳k
- ۰۴ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط