پارت⁶

پارت⁶
(بادیگارد هات❤️‍🔥)

اینم کرم ک.و.ن داره ها.
با حرص سرمو بلند کردم که دیدم با بهت به جایی زل زده.
با عصبانیت گفتم:
_چتههه؟
با انگشت اشاره اش به سمتی اشاره کرد.
پوفی کشیده و به جایی که اشاره کرده بود نگاه کردم که پشمام ریخت.
یا حضرت فیل.
یا کامبیز ابن معاویه.
یا امام زادگان به جز بیژن.
با حیرت گفتم:
_ثوری ما مردیم؟؟
انگار با این حرفم ر.ی.د.م تو حسش که پوکر فیس گفت:
_چجوری مردی بدبخت؟؟
گفتم:
_آخه این حوری های بهشتی و ببین.
دیدگاه ها (۲)

پارت³⁵(بادیگارد هات❤️‍🔥)گفتم:_آره واسه چی؟با افسوس گفت:_من ا...

رمان:#معشوقه_استاد#پارت_۱۳۱پوست لبمو به بازي گرفتم.خداکنه دخ...

#part84#طاهابا دقت به برگه‌های تو دستم‌ نگاه کردم و بعداز ای...

"𝙼𝙰𝙵𝙸𝙰 𝚆𝙰𝙸𝙵""𝙿𝙰𝚁𝚃_𝟷𝟹"کلافه پوفی کشیدم که از روی پام بلند و ش...

“𝐋𝐚𝐮𝐫𝐚’𝐬 𝐇𝐞𝐚𝐫𝐭, 𝐎𝐮𝐫 𝐃𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐲”Part ¹⁰جونگ کوک ویو:لبخندی روی ل...

ندیمه عمارت p:²⁹

P58

#آشنایی_غیر_منتظرهپارت #شانزده یقهٔ کتم رو روی شونه ام درست ...

#پارت117و بپوشی!با تعجب گفتم: اخه چرا؟!نزدیکم اومد دستشو گذا...

سه پارتی هیسونگ p۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط