{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P58

+دشمنی خانوادگیمون ، تیر زدن به ای ان و مهمتر از همه بخاطر نقشه ای که برای هه این چیدی
_یعنی اینا دلیلای تو؟
+هرجور بخوای حساب کنی ما دشمنیم یونجون
_برام مهم نیست که ما دشمنیم یا نه این مهمه که من الان روبه روی تو ام دقیقا جلوت
+مطمئن باش اگر اسلحه دستم بود الان میکشتمت
_شاید اگه آنقدر من دشمن خیالیت نمیدیدی الان انقد اذیت نمیشدی

بخواستم چیزی بگم که صدای جیغ هایریم شنیدم اول شوکه شدم فکر کردم بلایی سرش اومده که بعد صدای خندش شنیدم که نزدیک ما میومد
_هی یوری میخواستم...
خوشبختانه دست یونجون پشتم نبود دیگه ولی همینکه کنارم بود باعث تعجب شدید هایریم شد میخواستم چیزی بگم که هایریم گفت
&چوی یونجون؟ تو اینجا چیکااار میکنییی
_این دومین باری که این حرف میشنوم یعنی متاسفم اجازه ندارم بیام بار خودم*خنده
حالا دیگه خودمم تعجب کرده بودم
+گفتی بار خودت؟
_مثل اینکه زیاد اینجا نیومدین که بدونین این بار اختصاصی ماست

تعجب کردم یعنی خجالتی بدتر از این نبود که تو بار خودش باهاش دهن به دهن شده بودم...
+هی هایریم ما بهتر دیگه بریم
_عا اره اره بریم
دستش گرفتم بدون نگاه کردن به پشتم دور شدم ازش سریع سوار ماشین شدم روشنش کردم و حرکت کردم
+لعنتی چرا بهم نگفتی اون بار برای اونه؟
_خب نمیدونستم جدی میگم، حالا چیکارت داشت ؟
+هیچی
_ اوهوم، ولی یونجونم جذابه ها فقط حیف
+هایریم میشه نگی که روی اونم کراش داری؟
جدی نگاهش کردم که بچه ساکت شد

هه این ویو:

نصف شب بود که بلند شدم رفتم سمت یخچال خیلی تشنم بود همه برق ها هم خاموش بود اب برداشتم بدون ریختن تو لیوان سر کشیدم
_هه این؟
با شنیدن صدا مثل دیوونه ها جیغ کشیدم وحشت کردم اب ریختم روی کسی که جلوم بود که یهو اشپزخونه روشن شد چان دیدم.. بیچاره مثل موش اب کشیده شده بود پوکر فیس بهم نگاه میکرد
+لعنتی.. وای ببخشید بزار درستش کنم
سریع حوله برداشتم بردم سمت صورتش که دستم اروم گرفت
+خب به من چهه میخواستی یهو نیای لعنتی ترسیدم
_تو اب ریختی رو من بعد طلبکاری؟
+ایش خب گفتم ببخشید
رفتم سمت اتاق پذیرایی لم دادم رو مبل گوشیم روشن کردم اصلا خوابم نمیومد انگار خوابم پریده بود
+خوبه که فردا میریم
دیدم گوشیم شارژ نداره رفتم سمت اتاق چان +عاا تو شارژر نداری گوشیم ۵ درصد شارژ
هنوز حرفم تموم نشده بود که با دیدن چان که داره پیرهنش عوض می‌کنه چشمام گشاد شد و گوشیم از دستم افتاد
+پسرههه منحرفففف
_چی شوخی میکنیی تو اومدی تو اتاق من
سریع روم اونور کردم
+مثلا اومدم شارژر بگیرم بیخیالش اصلا فقط بگو فردا برمیگردیم کره دیگه ؟ لعنت به اون یونجون که من الان باید تو توکیو باشم برگردم کره میکشمش
_فعلا نباید کاریش داشته باشی ما بخاطر یه دشمن جدید باید تا جایی که میتونیم باهم کار کنیم
+چی ؟ با اون چوی ها عمرااا اصلا چرا چیزی به من نگفتی
روم طرفش کردم بالاخره پیرهن پوشیده بود
_چون میدونستم اگر بگم مثل الان قصد جونش میکنی
این گفت و کنار رفت ، ایش ولی خودمونیم اونم هیکلش خوبه ها اصلا بیخیالش چی دارم میگم

پرش زمانی به فردا:

چمدونم جمع کردم و لباسم پوشیدم
+بالاخره برمیگردیم کره
_مثل اینکه خیلی از توکیو بدت میادا*خنده
+دلم برای یوری و پسرا تنگ شده

یوری ویو:

با شنیدن اینکه بالاخره هه این برمیگرده تو پوست خودم نمی گنجیدم که با زنگ خوردن گوشیم حواسم پرت شد یه شماره ناشناس بود حدس میزدم همون یارو باشه پس خوب حواسم جمع کردم جواب دادم
_الو
صداش یه فیلتر داشت صدای واقعیش نبود
_امشب بیا به جایی که میگم
+تو که گفتی هفته بعد؟
_تو کاریت نباشه دختر جون اگر میخوای درمورد خانوادت بدونی بیا
+چطور میتونم به عوضی مثل تو اعتماد کنم
_بستگی به خودت داره که بیای یا نه .. سعی نکن هکم کنی سعی نکن هیچکاری بکنی وگرنه دیگه هیچوقت حقیقت نمیفهمی راستی دوست عزیزت امروز میرسه نه؟ اوه خوشحال شدم برات
+توی عوضی‌‌
تلفن قطع کرد با حرص گوشی انداختم رو تخت اخه یعنی چیی از کجا انقدر اطلاعات داشت ، دلم میخواست به ای ان همه چی بگم باید بهش اعتماد میکردم اما بازم اگر بهش بگم شاید نزاره برم شاید دیگه هیچوقت هیچی نفهمم با صدای در به خودم امدم
دیدگاه ها (۰)

پارت هشتسوهو: چ...چیکوک:شو..شوخی کردم باباسوهو رفت کوک هم رف...

پارت دوازدهمویو فردا( آسا)با سردرد از خواب بیدار شدم به خاطر...

حالم طوریه که انگار ۹۹ درصد فیلم آپلود شده دستم خورده تو کلی...

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:75باورم نمیشد....امکان نداشت....

چند پارتی کوک╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 1«ویو ا.ت»صبح با صدای زنگ گوشیم از خوا...

پارت سهویو یوری الان کاملاً آماده شدم یوری: نامی بیا دیگهنام...

جونگ کوک : شوگا پاشو باید بریم پلیسا دارن میان شوگا : نمیخوا...

*عشق در اعماق یک مافیا* پارت 2اون‌قدر خسته بودم که نفهمیدم چ...

وقتی بچه دارین ولی .. . گوشی رو سر جاش گذاشتم و با بیچاره گی...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط