صبح زود برخاستن،

صبح زود برخاستن،
طعم تمام روز را عوض مے کند.
کارها هم چقدر جلو مے‌افتد.
میدانے؟
صبح زود عطر غریبے دارد،
عطرے
که در انتهاے صبح زود تمام مےشود،
و هرگز به مشام آن ها که
تا کَمرکِش ظهر مے خوابند،
نمیرسد.
کسالت ،
کسالت مےآورد
خواب،
خواب!
دیدگاه ها (۱)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑨_بخش دوم_هیچکس حال نمک ریختن یا...

پارت ۴۸ — دیرتر از همیشهیونگی آن شب تقریباً هیچ نخوابید.فرما...

رمان: مادام کوچولوی کیم part:۷منتظرتم. هر وقت خواستی حرف بزن...

**پارت ۱۲**ساعتِ ۵ صبح، با صدای ضربات محکم و پی‌درپی به درِ ...

پارت: 25 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**اگر کسی چند هفته پیش بهم ...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 2 | چیزی شبیه حسادتچند هفته از شروع ترم گذشته بود...

پارت: 27 (بخش4) **زاویه دید: زین**بارون پاییزی شروع شده بود؛...

### 💗 قولی که شکستیصبح، ا.ت با احساس گرمایی دور کمرش چشم‌های...

_ آره اون زنش رو داد به من. زنش هم به من داد. قطعا ران آخرین...

Iove and the moonPart35همین طور همراه با رومی درحال قدم زدن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط