سلام آقا

سلام آقا
دوباره جمعه و
دل بی قراری می کند
بهر دیدار مه روی شما
لحظه شماری می کند
در فراقت جمعه جمعه بی صدا
خون دل از دیده جاری می کند .
کاش این روزها دیگرازجدایی صحبتی نکنیم.بیایم از وصال بگوییم،از لحظه‌ای که تو می‌آیی واین انتظارعجیب وطولانی تمام می‌شود.از لحظه‌ای که یاران باوفایَت شانه به شانه کنارت قدم می‌زنند.

من نمی‌دانم چه عظمتی درظهورت نهفته است که امام علی(ع) با آن همه عدل و کرامت،آرزوی برپایی حکومت تو را داشت.نمی‌دانم نوکران اباعبدالله(ع) می‌دانندکه این روزها خود ارباب هم غصه‌دارمظلومیت امام عصراست؟
آنچنان که می‌گوید:«مهدی ما درعصرخویش مظلوم است»

وقتی به یادت می‌افتم گرمیِ محبتت را ازپشت دیواردلم حس می‌کنم.آنقدر پُر رنگ که هرگز نمی‌ترسم عاقبت چه می‌شود؟! فقط آرام می‌شوم ازاینکه همیشه هستی وخواهی بود.
دیدگاه ها (۰)

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

قصه هفدهم: مسلم بن عقیل (بخش پایانی)

💢کروبی خطاب به پزشکیان: برای صلحی پایدار، اگر شرایط فراهم آم...

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)

سلام آقادوباره جمعه ودل بی قراری می کند بهر دیدار مه روی شما...

در تمام لحظه های دلتنگی، دل عجیب بهانه ات را می گیرد.نمی دان...

فضیلت خواندن سوره جمعه در شب جمعه وروز جمعه امام صادق (ع): و...

ای کاش می دانستیم در دعا برای ظهورت چه اسراری نهفته است و چه...

صلوات بر امام صادق (ع)... حکایتی آموزنده و ارزشمند :‏مرحوم ق...

رفتار من عادیست...اما نمیدانم این روزها از دوستان هر کس مرا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط