پادشاهی در یک شب زمستانی در کاخ به یکی از نگهبانان برخورد
پادشاهی در یک شب زمستانی در کاخ به یکی از نگهبانان برخورد،گفت:سردت نیست ؟نگهبان گفت:عادت دارم. شاه گفت:میگویم برایت لباس گرم بیاورند،شاه فراموش کرد، فردا صبح جنازه نگهبان را پیدا کردند ،که روی دیوار قصر نوشته بود
"من به سرما عادت داشتم وعده لباس گرمت مرا از پای درآورد"
"من به سرما عادت داشتم وعده لباس گرمت مرا از پای درآورد"
- ۲.۰k
- ۰۶ فروردین ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط