{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

📚حکایت وعده پادشاه

📚حکایت وعده پادشاه
‌✍🏻پادشاهی در زمستان به نگهبان گفت:
سردت نیست ؟ گفت عادت دارم
گفت: میگویم برات لباس گرم بیاورند.
.
.
.
و فراموش کرد !!!
صبح جنازه نگهبان را دیدند روی دیوار نوشته بود:
به سرما عادت داشتم اما وعده لباس گرمت مرا از پای در آورد!
‌
👌مواظب وعده هایمان باشیم
‌
‌
دیدگاه ها (۱)

~عشق و جدایی~~فصل دوم~ Part :"16"ویو اتهنوز حقیقت اون روز بر...

جدایی

پادشاهی در زمستان به نگهبان گفت:سردت نیست ؟ گفت عادت دارمگفت...

پادشاهی در زمستان به نگهبان گفت ؛سردت نیست ؟! گفت عادت دارم ...

مواظب وعده هایمان باشیم...

پادشاهی در زمستان به نگهبان گفت:سردت نیست ؟ گفت عادت دارمگفت...

پادشاهی در زمستان به نگهبان گفت:سردت نیست ؟ گفت عادت دارمگفت...

پادشاهی در زمستان به نگهبان گفت:سردت نیست؟ گفت: عادت دارمگفت...

پادشاهی در زمستان به نگهبان گفت:سردت نیست ؟ گفت عادت دارمگفت...

پادشاهی در زمستان به نگهبان گفت:سردت نیست ؟ گفت عادت دارمگفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط