"پارت۱۴"

"پارت۱۴"
کوک:تو غلط کردی به حرفش گوش میدی(داد)
جیمین:خب اگه میگفتم نه که بدتر بود(داد)
تهیونگ:بچه ها آروم باشین
جیمین و کوک:نباشیم چی میشه(داد)
تهیونگ:بچه ها آروم حالا بریم پیش ات
رفتن تو اتاق*
کوک:تو چرا بهم نگفتی(دااد)
ات:من میخواستم بهتون بگم ولی میخواستم با مدرک بگم
کوک:تو گوه میخوری
تهیونگ:کوک آروم شو
کوک:نمیخوام
تهیونگ به کوک سیلی زد*
جیمین:بچه ها بسه آروم باشید
کوک رفت*
ات:هیونگ چرا زدیش(بغض)
تهیونگ:خب بهش میگم آروم باشه به حرفم گوش نمیکنه
ات شروع کرد به گریه کردن*
تهیونگ:غلط کردم الان میرم باهاش آشتی میکنم
گریه ی بیشتر*
ات:برو..هق..بیارش..اینجا..هق..باهاش..هق..آشتی..هق..کن
تهیونگ:باشه الان میرم میارمش
تهیونگ ویو*
رفتم از اتاق بیرون دیدم کوک روی یکی از صندلی ها نشسته داره گریه میکنه
تهیونگ:کوک..
کوک بلند شد دوید منم دنبالش میرفتم همه داشتن بهمون نگاه میکردن وقتی گفتم
تهیونگ:کوک ات داره گریه میکنه(داااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااد)
کوک یهو وایستاد منم محکم خوردم پشتش افتادیم زمین
یهو دوباره بلند دوید سمت اتاق ات محکم درو باز کرد سریع رفت پیش ات اشکاشو پاک کرد و ...
دیدگاه ها (۱)

چند پارتی درخواستی

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

شب تولدم پارت 16&: ات بیا بگو چیکار کنیم خب ات: نمیدونم جیمی...

پارت ۱۰..خب مصلا جشن تموم شد و همه رفتن....اینجا قراره اتفاق...

ادامه پارت ۹جیمین گفت شوخی کردم شوخی کردم ات گفت فقط دوست مع...

صدای زنگ که پیچید، ات با ذوق وسایلش رو جمع کرد. امروز جیمین ...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

My dady پارت ②①تهیونگ: با توام... ات: پول درمیوردم«آروم» تهی...

دو سال گذشته بود.تهیونگ و ات حالا ازدواج کرده بودن و زندگی‌ش...

ات ویورفتم بیرون دیدم تهیونگ شلوار مردعنکبوتی منو پوشیدههههه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط