شاید قدیمی ها شب که می شد ، سرِ یک ساعتِ مقرری ، چراغِ گر

شاید قدیمی ها شب که می شد ، سرِ یک ساعتِ مقرری ، چراغِ گردسوز یا شمع را خاموش می کردند و در سکوتِ مطلق و آرامشی سنتی و اصیل ، چشمانشان را می بستند و خیلی راحت ، خوابشان می برد !
قدیمی ها ، دغدغه و نگرانی هایشان کمتر بود ،
قدیمی ها ، دلشان خوش تر و زندگی هایشان بهتر بود !
زمانِ ما فرق دارد !
ما در عصری پر از دلهره سِیر می کنیم ،
عصرِ بحران ، عصرِ بی ثباتی !
اینجا نه از آن حال و هوایِ اصیل ، خبری هست ،
نه از آن جمعِ صمیمی و حمایتِ خالصانه !
ما در بی پناه ترین حالتِ ممکنیم ...
با تمامِ سختی ، روی پاهایِ لرزانِ خودمان ایستاده ایم ،
هیچ کس هوایِ ما را ندارد و هرکار که می کنیم ، آخرش یک پایِ آرامشمان می لنگد !
به هر دری که می زنیم ، شب هایِ بی ستاره مان به خیر نمی شود !
کاش ، در روزگارِ دیگری بودیم !
کاش دورانمان کمی ، فقط کمی عقب تر بود !✍
دیدگاه ها (۱)

هم‌سلولی خطرناک (Part 4)آن شب، بعد از ساعت‌ها سکوت، جونگین ر...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۹

پوستر جدیددددددددد

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃𝟽 | آخرین نتدو سال گذشت.دو سال از روزی که ا/ت برای...

پارت پانزدهم سبز یشمی زیر بارانصبح با صدای باران شروع شد.نه ...

contact 🍷#contract 𝑃𝑇6ویو هویج:چند روز بود جیمین با ات حرف ن...

شاید قدیمی ها...👌❤🍀

شاید قدیمی ها شب که می شد ، سرِ یک ساعتِ مقرری ، چراغِ گردسو...

🌹 شاید قدیمی ها شب که می شد ، سرِ یک ساعتِ مقرری ، چراغِ گر...

شاید قدیمی ها شب که میشد،سریک ساعت مقرری،چراغ گردسوز یا شمع ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط