{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به بهانۀ دلتنگی

به بهانۀ دلتنگی
پرده های اتاق را کنار می زنم
تا باد،
از شمالی ترین نقطۀ مجهول زمین
عطر لب های تو را
سنجاق کند بر گونه هایم
نگاه کن!
ببین طعم تمشک چه کرده با نسیم!
نگاه کن چگونه می وزد در حریق بوسه ها!

"دیهور انتهورا"
دیدگاه ها (۱)

بیا به غار برگردیم! به بدوی‌ترین بوسه‌ها که بوی عقدنامه و مه...

ای کاش روح من شبیه به رنگ پیراهن تو بود برهنه به سوی تو باز...

راز آن چشم سیه گوشه ی چشمی دگرم کن بی خودتر از اینم کن و از ...

هوا سرد است من از عشق لبریزم چنان گرمم چنان با یاد تو در ...

عاشقانه های شبنم

تو را هم عاشقم، هم بی نهایت دوستت دارم و می دانم تو میدانی ک...

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⓪_بخش اول__تو همانی که همه عمر ...

پارت: 23 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**آفتابِ بی‌رحمِ یکشنبه صبح...

پارت سوم..... :)

پارت: 25 (بخش3) *زاویه دید: هیزل*نگاهِ زین برای یک ثانیه روی...

نمیبخشمت p.23

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط