{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نشد یک لحظه از یادت جدا دل

نشد یک لحظه از یادت جدا دل زهی دل، آفرین دل، مرحبا دل ز دستش یک دم آسایش ندارم نمی دانم چه باید کرد با دل هزار بار منعش کردم از عشق مگر برگشت از راه خطا دل؟ به چشمانت مرا دل مبتلا کرد فلاکت دل، مصیبت دل، بلا دل از این دل داد من بستان خدایا ز دستش تا به کی گویم خدا دل درون سینه آهی هم ندارم ستمکش دل، پریشان دل، گدا دل
دیدگاه ها (۳)

نشد یک لحظه از یادت جدا دلزهی دل، آفرین دل، مرحبا دلز دستش ی...

نشد یک لحظه از یادت جدا دل زهی دل، آفرین دل، مرحبا دلز...

نشد یک لحظه از یادت جدا دل زهی دل،آفرین دل،مرحبا دلز دستش یک...

نشد یک لحظه از یادت جدا دل؛زهی دل، آفرین دل، مرحبا دل!ز دستش...

نشد یک لحظه ازیادت جدا دلزهی دل،آفرین دل، مرحبا دلز دستش یکد...

نشد یک لحظه از یادَت جُدا دلزَهی دل! آفرین دل! مَرحَبا دل!  ...

نشد یک لحظه از یادت جدا دل ،زهی دل ،آفرین دل ، مرحبا دلزدستش...

نشد یک لحظه از یادت جدا دل زهی دل آفرین دل مرحبا دلزدستش یک ...

نشد یک لحظه از یادت جدا دل ،زهی دل ،آفرین دل ، مرحبا دلزدستش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط