تو نِمے دانے وَقتے ،

تو نِمے دانے وَقتے ،

چِشمانَتـــ غَمگینَند ..

وَقتے صِدایتــ آهنگ هَمیشگے اَش رآ نـَدارَد ..

گاه کـہ غمـِ عالمـ در دِلَت جاے مے گیـرد ..

اَز هَمـہ ے دُنیـا گِرفتـہ اَستــ ..

چـہ دردے مے کِشَمـ !

مے خواهَمـ یِکبآره تَمآمـِ هَستے رآ بـہ آتَش بِکشَمـ ..

تَمامـِ دُنیـا رآ بَر هَم ریزَمـ ..

تو چـہ مے دانے ؟

چـہ دَردے دارَد ..

غَمـِ چِشمانَتــ رآ دیدَن !
دیدگاه ها (۱)

وقتی به دنیا می‌آییم،اذان در گوشمان می‌خوانند؛و آن‌گاه که از...

یا فاطمه زهرا…آمده‌ام پیش تو، با لب‌های خشک و سینه‌ای که از ...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

«در سکوتِ شب، قدم‌هایت را می‌شنوم…»بعد از رفتنت، سکوت را انت...

در هیاهویِ این جهان، جایی که ثانیه‌ها بی‌رحمانه می‌دوند و صد...

مادر جان…چه غریبانه از این دنیا رفتی،چه مظلومانه دردهایت را ...

عاشقانه های شبنم

من اگر پرنده بودم،فکر می‌کردم پروازچیزی شبیه نگاه کردن به تو...

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

پروانه جان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط