خسته است از من و دلداگی شعله ورم

خسته است از من و دلداگی شعله ورم
غرق خون است ز داغ غم عشقش جگرم
قصه ای تلخ تر از غصه ی من آیا هست؟
وسط راه رها کرده مرا همسفرم
از همان روز که پرواز فراموشم شد
سرزنش می شنوم از همه ، از بال و پرم
شمعم و درد مرا هیچ کس از من نشنید
بر ملا کرده ولی داغ مرا چشم ترم
گریه ی تلخ مرا ساده مپندار ای دوست...
قسمتی از جگرم ریخته در دور و برم
همچو آهی شده ام روی دل آینه ای
بی سبب محو شود از دل و جانش اثرم
گرچه یادی نکند پیش خود اما همه شب
دم به دم خاطر او میگذرد از نظرم
می روم گوشه ی تنهایی خود غرق شوم
آنچنانی که نباشد اثری از خبرم
دردم این است کسی نیست که در روز وداع
کاسه ای آب بریزد ز وفا پشت سرم
.
دیدگاه ها (۱)

تو ای آرام جان من ، مرا تو برتر از جانیچو خون بر رگ شدی جاری...

#پارت۲ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

Part "70"☆ویو راوی☆هوای سرد بیرون انبار با گرمای نفس‌های هان...

عکس ملکه خوب ها.خواهش کپی ممنوع

📚 داستان | سهمی که از عشق نداشتدیروز، بلورخانم، همسر احمدآقا...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

پارت: 12 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*وقتی بالاخره سرش را بلند ک...

پادشاهی شب"مجازات روز"رستگاری سپیده دمPart 2/2کیوکا کنار دخت...

می روم گوشه ی تنهایی خود غرق شوم آن چنانی که نباشد اثری از خ...

در چنگ میله ، بال و پرم را شناختمافسوس ! در قفس هنرم را شناخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط