𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆
𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆
Part 3
صدای قدم های تند توی راهروی بیمارستان پیچید
جونگکوک با عجله وارد بیمارستان شد و بدون اینکه به اطرافش توجهی کنه سمت پذیرش رفت
جونگکوک: ببخشید اتاق جئون اِما کجاست
پرستار آدرس اتاق رو بهش داد
جونگکوک حتی منتظر نموند و سریع خودش رو به اتاق رسوند
وقتی در رو باز کرد نگاهش روی اِما ثابت موند
اما روی تخت نشسته بود و به پنجره خیره شده بود
جونگکوک: اِما
اما سرش رو بلند کرد
تا چشمش به برادرش افتاد لب هاش لرزید اما هیچ حرفی نزد
جونگکوک سریع به سمتش رفت و کنارش نشست
جونگکوک: من اینجام
اما نگاهش رو پایین انداخت
جونگکوک دستش رو گرفت و وقتی کبودی های روی دستش رو دید صورتش تغییر کرد
جونگکوک: اینا چیه اِما
اما دستش رو از دستش بیرون کشید و دوباره سرش رو پایین انداخت
جونگکوک چند لحظه بهش نگاه کرد
جونگکوک: کی این کارو باهات کرده
اما سکوت کرد
جونگکوک نفس عمیقی کشید و سعی کرد خودش رو کنترل کنه
جونگکوک: باشه الان چیزی نگو فقط میخوام بدونی دیگه تنها نیستی
چند دقیقه بعد
جین وارد اتاق شد
جین: آقای جئون
جونگکوک از جاش بلند شد و به سمتش برگشت
جونگکوک: شما مسئول پرونده خواهر منین
جین: بله کیم سوکجین هستم
جونگکوک: میخوام بدونم دقیقا چه اتفاقی افتاده
جین: هنوز همه چیز مشخص نیست اما داریم تحقیقات رو ادامه میدیم
جونگکوک: پس چرا کسی که این بلا رو سرش آورده هنوز آزاده
جین: میفهمم عصبانی هستید ولی برای دستگیریش باید مدرک کافی داشته باشیم
جونگکوک با ناراحتی به اِما نگاه کرد
جونگکوک: فقط پیداش کنید
جین: تمام تلاشمون رو میکنیم
جونگکوک دوباره کنار تخت نشست و دست خواهرش رو گرفت
اما چیزی نگفت
فقط برای اولین بار از وقتی جونگکوک وارد اتاق شده بود دستش رو رها نکرد
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
Part 3
صدای قدم های تند توی راهروی بیمارستان پیچید
جونگکوک با عجله وارد بیمارستان شد و بدون اینکه به اطرافش توجهی کنه سمت پذیرش رفت
جونگکوک: ببخشید اتاق جئون اِما کجاست
پرستار آدرس اتاق رو بهش داد
جونگکوک حتی منتظر نموند و سریع خودش رو به اتاق رسوند
وقتی در رو باز کرد نگاهش روی اِما ثابت موند
اما روی تخت نشسته بود و به پنجره خیره شده بود
جونگکوک: اِما
اما سرش رو بلند کرد
تا چشمش به برادرش افتاد لب هاش لرزید اما هیچ حرفی نزد
جونگکوک سریع به سمتش رفت و کنارش نشست
جونگکوک: من اینجام
اما نگاهش رو پایین انداخت
جونگکوک دستش رو گرفت و وقتی کبودی های روی دستش رو دید صورتش تغییر کرد
جونگکوک: اینا چیه اِما
اما دستش رو از دستش بیرون کشید و دوباره سرش رو پایین انداخت
جونگکوک چند لحظه بهش نگاه کرد
جونگکوک: کی این کارو باهات کرده
اما سکوت کرد
جونگکوک نفس عمیقی کشید و سعی کرد خودش رو کنترل کنه
جونگکوک: باشه الان چیزی نگو فقط میخوام بدونی دیگه تنها نیستی
چند دقیقه بعد
جین وارد اتاق شد
جین: آقای جئون
جونگکوک از جاش بلند شد و به سمتش برگشت
جونگکوک: شما مسئول پرونده خواهر منین
جین: بله کیم سوکجین هستم
جونگکوک: میخوام بدونم دقیقا چه اتفاقی افتاده
جین: هنوز همه چیز مشخص نیست اما داریم تحقیقات رو ادامه میدیم
جونگکوک: پس چرا کسی که این بلا رو سرش آورده هنوز آزاده
جین: میفهمم عصبانی هستید ولی برای دستگیریش باید مدرک کافی داشته باشیم
جونگکوک با ناراحتی به اِما نگاه کرد
جونگکوک: فقط پیداش کنید
جین: تمام تلاشمون رو میکنیم
جونگکوک دوباره کنار تخت نشست و دست خواهرش رو گرفت
اما چیزی نگفت
فقط برای اولین بار از وقتی جونگکوک وارد اتاق شده بود دستش رو رها نکرد
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
- ۲.۵k
- ۰۲ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط