🍁 تا گلی از سر ایوون تو پژمرد و فرو ریخت🍁

🍁 تا گلی از سر ایوون تو پژمرد و فرو ریخت🍁

🍁 شبنمی غمزده از گوشه ی چشمان من آویخت🍁

🍁 دوری بین من و تو،دوری باغ و تماشاست🍁

🍁 دوری بین من و تو،دوری ماهی ودریاست 🍁


❤ ️
دیدگاه ها (۱)

بی تو من زنده نمانم...بی تو طوفان زده ی دشت جنونمصید افتاده ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p90صبح...نور خورشید از پنجره‌ی بلند اتاق...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

رمان تاجی از سوءتفاهم

پارت: 29 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*شب فضای خونه از هوای پیست ...

چند پارتیپارت ۳لرزشِ خفیفی در دستانِ جونگکوک پیچید، اما نه ا...

پارت: 31 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ خفه‌کننده‌ای بینمون ...

اول برین پا این رو بخونید جالبه جاشدایا همیشه تنفر باقی می‌م...

پیمان نقره ای

### پارت دوم: «بوی طعمه در تاریکی»فضای بار در یک آن چنان منق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط