بدون من

بدون من
پارت ۳
تو اون چند ساعت دوست پسر رزی داشت از نگرانی میمردم
اون از خودش در آمدی نداشت و وابسته ی رزی بود
اگه از دستش میداد چی؟
لحظه ای از کارش پشیمون شد
بعد اون ماجرا خبری از رزی نبود و توی اون چند روز دوست پسرش تصمیم گرفت بره یه جایی تا بتونه واسه خودش یه کار پیدا کنه
+ببخشید میتونم اینجا استخدام شم؟؟
&متاسفم اما صاحب اینجا بانو رزی هستن و دستور دادن به هیچ عنوان شما رو استخدام نکنم
(توی اون لحظه پشیمونی تمام وجود اون پسر رو گرفت چجوری رزی رو تنها گذاشت و. رفت با یکی دیگه؟؟)
ادامه پارت بعددددد
#mahoor
دیدگاه ها (۰)

خب رمان یونگی داریمممم بگید ببینم کدومش بهتره خلاصه دختری که...

«قهوه تلخ، لبخند شیرین»پارت ۳یه روز با یه دوست پسر هم‌کلاسی ...

part55. . maybe love? در اثر تکون های یونجون و صدا زدناش چشم...

dark life = 44صبح روز بعد، ات با حس خوبی از خواب بیدار شد. آ...

*🩷 𓂃 ࣪˖ ִֶָ🦋اون شب، جیمین شمع‌ها رو فوت کرد.🎂و درست همون لحظ...

فقط قراره وایستی و سوختنم رو ببینی؟ یکی توی این صحنه یکی هم ...

پارت۷کاتسوکی بعد از اینکه ایزوکو رفت، چند لحظه همون‌طور توی ...

پارت ۱۰: پناهگاهِ شیشه‌ایصدایِ ضربه‌ها به در، انگار از یه دن...

تکه ای از تو 2

سناریو مایکی {جنگل چشمات} پارت دواونشب بود تونشبی که شیسه و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط