❤ ️

❤ ️

لبخند هایت را حراج کرده ای…

ارزان دلبری می کنی…

یادش بخیر…

روزی خنده ات ...

به قیمت جانم تمام می شد...
دیدگاه ها (۶)

چند روز بعد، ات توی آشپزخونه نشسته بود و مشغول خوردن صبحونه ...

صبح که میشودچشم که می گشایی🤗 به تو لبخند می زند زندگی😊ببینطل...

تقدیم به جانانم که مهرش امید را در وجودم جاودانه میسازد:🫀🫂آر...

روز دختر مبارک

چند پارتی✨تعطیلات بود و ات همراه جونگ‌کوک برای چند روز به ای...

قسمت ۱۰ «ات» با شنیدن این حرف، خنده‌ی کوتاهی کرد و ابرویی با...

دو پارتی از هیسونگ پارت اخریک ساعت بعد، ات به خانه برگشت.در ...

پارت ۲جونگکوک اونجا نشسته بود.سرش رو بالا آورد.«تو اینجا چی ...

𓆩 پارت ۵۳ 𓆪 🖤جیمین هنوز داشت به ات می‌خندید که گوشی‌اش زنگ خ...

موفقیت، نتیجه یک تصمیم بزرگ نیست؛ بلکه حاصل عادت‌های کوچک و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط