{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

*شیلان*

*شیلان*
همه زدن زیر خنده
هانی : تو که شاشو نبودی هیرسا
هیرسا بلند شد براش هانی فرار کرد بعد برگشت منو نگاه کرد بهش لبخند زدم لبخند زد این لبخندش یعنی برام خط ونشون می کشید خدایا هیرسا نمی خواست بزرگ بشه نمی خواست عوض بشه بزرگتر شده بدتر شده
اشکان : حالا جریان چیه نکنه واقعا شاشیدی
هیرسا : زهر مار این آب ریخت زیر پام
اشکان : باز شما دوتا دعواتون شده
هیرسا : نه بابا چه دعوایی
بلند شدم وگفتم : هانیه جم کردن اینا با تو
رفتم داخل وسویشرت هانی در آوردم ورخت خواب ها رو جم می کردم دیدم یه چیزی زیر پام خورد شد وای نه گوشی هیرسا بود عمرش جونش همدمش از اون گوشی گرونا هم بود لبمو گاز گرفتم
- هی گوشی من دست تو چیکار می کنه زردک
- شیکست
گوشی گرفت وگفت : خنگ خدا گاردش شکسته
- اووووف ترسیدم
- تو بجای تشکر بخاطر دیشبت میای آب می ریزی زیر پام
- می خواستم خنک بشی
لبخند زد گفت : باشه خودت خواستی
- من چیزی نخواستم
اخمی کرد وگفت: نه بیا بخواه طلبکارم هست
رفت منم کارام تموم شد تشک زیر پای هیرسا رو بردم گذاشتم تو آفتاب چقدر پسرا خندیدن وسر به سر هیرسا گذاشتن
هیرسا : بخندین دشمنای من
هانی : کجا میری ؟!
هیرسا : میرم آب حوض عوض کنم کی پایه است
پسرا رفتن رو به هانیه گفتم : بریم کمک
هانیه : نه بابا مگه بیکاریم بزار یکم اذیت بشن
رفتیم نظاره گرشون انصافا کارشون عالی بود
- خیلی این کار بهتون میاد
هانی : تشکر خواهر
خندیدم یهو سرتا پام خیس شد
هیرسا : اخ ببخشید ندیدم
این سه تا هم منتظر سوژه بودن بخندن
- کوفت
رفتم تو آفتاب نشستم ولی فایده نداشت چون آبش کثیف بود حتما باید یه کاری می کردم یواش رفتم از جیب اشکان سوئیچشو در آوردم ورفتم سوار ماشین شدم حتا متوجه هم نشده بودن
عمو به منوهانیه رانندگی یاد داده بود کارمونم که عالی بود یه مانع رو رد نمی کردیم ماشینو داغون می کردیم آخ حقشون بود
دیدگاه ها (۲)

پارت ۲۰

Forbidden Weakness ضعف ممنوعه فصل دومp.7 (روایت از زبان جونگ...

پارت ۱۴ 🖤همه ساکت شده بودیم. جیمین با دقت به اطراف نگاه کرد....

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟔صبح روز بعد، مانیا مشغول آماده کردن صبح...

🖤 پارت بیست‌وسوم | برادرلانا به جونگکوک خیره شد.— یعنی چی؟ پ...

پارت ۱۸ #پشت غرورتصبح روز بعد، اِما زودتر از همیشه از خونه ب...

کپشن مهمههه🎀🐥عروسک من😈🔞پارت یازدهم "نیکولای"تو اتاق عروسکم ر...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۱ا/ت : از خواب بیدار شدم لبا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط