ما چند تا دوست بودیم ..

ما چند تا دوست بودیم ..
یکیمون اینقدر لب پنجره نشست که سیگاری شد و اونقدر سیگار کشید که مادرش بوی دود گرفت و اون آخر اشتباهی به جای ته سیگارش خودشو پرت کرد پایین
یکیمون اونقدر منتظر وایساد که بلندش کردن گذاشتن پشت ویترین یه مغازه و لباسهای نو تنش کردن و شد تنها مانکنی که بلده خواب ببینه
یکیمون اونقدر رگشو زد که حالا بدون خون راه میره ، بدون خون میخنده بدون خون عاشق میشه
یکیمون اونقدر کتاب خوند که کلمه ها سر ریز شدن ازش ، کف اتاقو پوشوندن ، جفت گیری کردن ، زیاد شدن و یه شب به جای غذا خوردنش
یکیمون اونقدر پولدار شد که زمان خرید ، زمین خرید ، زن خرید ، خدا خرید
یکیمون اونقدر پول نداشت که دستاشم یه روز ولش کردن رفتن ، پاهاشم یه روز ولش کردن رفتن
یکیمون اونقدر گریه کرد که بچه شد و حالا همه لباس هاش براش بزرگن و همه‌ی راه ها براش طولانی
یکیمون اونقدر کتک خورد که اگه بوسش کنی هم کبود میشه
یکیمون اونقدر مُرد، اونقدر همه جا مُرد که فقط تو عکس دسته جمعیمون زندست
یکیمون اونقدر دوسِت داشت ، که یادش رفت نیستی ، که یادش رفت مُرده ، که یادش رفت ما یه روز چنتا دوست بودیم :)
دستانت آنقدر سرد بود ، که سرمایش به قلبم تنید
نگاهت آنقدر سرد شد ، که لرزه اش به جانم رسید
و قلب منجمد شده ی من تنها برای تو نبود ..
من ، سرد شده بودم وقتی تو قلبت با دیگران گرم بود :)
#نباید‌میخواندیم
دیدگاه ها (۹)

P1 COERCION

پنهان عشق

From Enmity to Love

رفتار سرد

حالا اما ریندو نه به اجساد فکر می‌کرد نه به دفن کردن و پنهان...

[تک پارتی جیمین](به مناسبت تولدش😭)موضوع:: وقتی تولدشه و........

⏔⏔⏔⏔⏔⏔ ⑅ ꒰ 𓏵 ꒱⑅ ⏔⏔⏔⏔⏔⏔درود خوشگلا🦢بلخره اومدم درمورد منفیست ...

معامله نهاییپارت ۷۳بعد از سه روز مثل زامبی ها زندگی کردن ، ک...

True Love①②ا/تبا یه تیپ ساده ولی قشنگ رفتم پایین. تهیونگ تو ...

*چشمام رو باز کردم و دیدم که توی یه انباری چِر‌ک و کثیفم که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط