پارت ۵ عشق تا حد مرگ

پارت ۵ عشق تا حد مرگ

جیمین:ا/ت.....
ا/ت: خفه شو تو *گریه*
تهیونگ :ا/ت یک کلمه دیگه حرف بزنیم من میدونم با تو امروزم بابا(جونگ کوک) میاد
ا/ت:*گریه*
شوگا:تهیونگ بیا بالا کارت دارم
تهیونگ: اومدم
*تهیونگ رفت*
جیمین:ا/ت من واقعا متاسفام پدرت از من خواست این کارو کنم
ا/ت: اولش مادرم مرد بعد داداشم بی احساس شد الانم عشقم بهم پشت پا زد اخه چرا؟
جیمین: ا/ت به چیز های خوب فک کن به اینکه با ناراحتی تو مادرت ناراحت میشه به.....
*باز شدن در*
مادر ناتنی ا/ت بود با دو ظرف غذا
مادر ناتنی ا/ت اومد کنارش نشست و جیمین بلند شد و رفت
مادر ناتنی ا/ت:ا/ت میدونم نمیتونم برات جای مادرت رو بگیرم اما مثل دخترم میمونی میدونی رفتی خیلی نگرانت شده بودم؟ دلم نیومد ناهارم رو تنهایی بخورم. ا/ت میدونم میلی به غذا نداری اما باید بخوریش
ا/ت: ممنون راستی شوگا با تهیونگ چیکار داشت؟
مادر ناتنی ا/ت:بابات از ماموریت داره بر میگرده فک کنم تهیونگ و شوگا رفتن دنبالش.
ا/ت: میشه کمکم کنی فرار کنم؟ میدونم خطریه اما نمیتونم اینجا باشم.
مادر ناتنی ا/ت: سعیم رو میکنم ساعت ۲ حاظر شو میام ببرمت حالا هم ناهارت رو بخور 🙃
ا/ت:ممنون
و پرید بغلش
دیدگاه ها (۵)

True Love②⑤تهیونگ: نه نرو من دو روز پیش درخواست پرستار دادم ...

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

تک پارتی✨میکاپ‌آرتیست مخصوص آقای پارک... پشت صحنه‌ی سالن کنس...

ریاکشن

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

My Boy❄

💜 پارت اول | شبی که همه‌چیز شروع شد صدای موسیقی کل بار رو پر...

ادامه قبلی

تک پارتی از سانزو هاروچیو🖤🤞یاندره و هنتای داره و لطفا گذارش ...

سناریو مایکی پارت اخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط