پارت ۵

یک اشتباه=یه عشق
_____________
میا.یعنی نتونستی دل پسر به اون خوبی رو ببری
ات.اهههه میا مگه نمی‌بینی ناراحته
هانا.ولش کن ات راست میگه دیگه
ات. حالا دقیقاً چی شد
__________
ویو به چند دقیقه پیش
هانا.خوب جناب کوک از خودتون بگین
کوک.هااااا .....اه....بله من جئون جونگ کوکم
هانا.منم مین هانا هستم
کوک.میشه یه سوال بپرسم
هانا.بله بفرمایین
کوک.اگه بگم که شما تیپ مورد علاقه من نیستین و اصلا نمی دونستم که قراره یا شما آشنا شم
ناراحت نمیشید
هانا.گفتید که چیزی موند......ولی از رک بودنتون خوشم اومد و اینکه منم نمی دونستم
کوک.ولی میتونیم دوست باشیم مگه نه حداقل بخاطر جیمین و میا
هانا. مشکلی نیست......پس من میرم پیش ات و میا
پایان ویو
___________
میا و هانا تا خرخره الکل خورده بودن و هر لحظه ممکن بود از حال برن که جیمین اومد که میا رو ببره که بهش گفتم هانارو هم برسونه منم تنهایی نشسته بودم و در حال خوردن بودم که دست پسری رو ،روی شونم حس کردم و آماده کتک کاری بودم که دیدم کوکه و اومد نشست کنارم و یه نوشیدنی سفارش داد
__________
ویو کوک
دیدم تنهایی نشسته داره زهره ماری میخوری که بعد توجهم به مردی که داشت بهش نزدیک می‌شد جلب شد برای همین خیلی سریع خودمو بهش رسوندم و کنارش نشستم
________
کوک.نمی خوای از خوردن دست برداری
دیگه به اندازه کافی خوردی
ات.ب.....به تو چههههه خودم می‌دونم که چقدر بخورم
کوک.اره جون خودت خیلی خوب می‌دونی
ات . الان داری منو مسخره می‌کنی
کوک.من گوه بخورم ،ملکه بوکس رو مسخره کنم
ات . تو از کجا می‌دونی که ملکه بوکسم
کوک.مارو انگاری دست کم گرفتی هاااا
ات. یعنی برات مهمم که گفتی آمارمو در بیارن
کوک.نمی دونم شاید......تو چی دوست داری برام مهم باشی یا نه
ات. خوب از اونجایی که دختر خوشگلی مثل هانا رو رد کردی پس به ما مثل سگم نمیدی
کوک.ولی تو از هانا خوشگل تری
ات.هااااااا
کوک.اره تو خوشگلی از نظر من خوشگل ترین دختر اینجایی
ات. نوشابه باز کردنت تموم شد
کوک. راست میگم خووو باور کن
گارسون. خانم کیم اتاقتون امادست می تونید تشریف ببرید اینم کلید
ات. ممنونم
کوک. اینجا میمونی
ات. نمی‌بینی مستم
کوک. خطرناک نیست
ات. اینجوری رفتنم بیشتر خطرناک تره



لایک کن خواهشاً 💜🙈
کامنت 😎
دیدگاه ها (۰)

Part "67"☆ویو تهیونگ☆بعد از جلسه با جونگ‌کوک، تمام مسیر برگش...

پارت ششسانا: اگر حرفم رو باور نکردی اشکال ندارهفقط بهم گوش ک...

پارت ۵۳🌅 ویو آتکم‌کم آفتاب داشت پایین می‌رفت و آسمون نارنجی ...

part²⁶ات ویوکوک برگشت و برای همه شراب می‌گرفت اما برای من نگ...

چند پارتی جیمین پارت هفتم

پارت دوازدهم من رفتم کنار ات دراز کشیده و به صورت زیبا اون ن...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۲نامی ویوات هنوز کوکو بغل کرده بودکوک: نامجون هیونگ چرا...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

مهمونی خطرناک پارت:23ویو اتبابای ات: عزیزم، تو دختر منی. می‌...

عشق سوری پارت 9ویو کوک باید برم دنبال اون دختره اوفففف رفت د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط