پارت۴۳:

پارت۴۳:


ما رفتیم خونه اکسو بعد از کلی حرف زدند رفتیم اتاق تمرین خیلی بزرگ بود لامصب ( اینا تصورات منه) همه چی سفید و توسی و قهوه ای بود که همه ساز های موسیقی رو داشت به همه چیز مجهز بود .
کریس-خب بیاین همون یه آهنگ بنویسیم میخواستیم که آلبوم بدیم که شامل ۱۵تا آهنگ که هر کدوم ۱۵دقیقه باشه ما برای اطمینان کامل ۲۰ تا نوشتیم یک رپ اما و استیسی و کریس و چانیول و سهون نوشتیم بابا دم چانیول گرم چه رپ هایی می نوشت البته خودمونم دسته کمی نداشتیم( اعتماد به سقفمون جوونه) اصلا حالشو ببرین بقیه بچه ها توی ووکال و صدای اصلی بودن و کارشون معرکه بود( میدونم ما و اکسو اکیپ خوبی میشیم😁😄😆) رفتیم کمپانی اس ام قبول کرد و کمپانی وای جی هم قبول کرد که اس ام گفت:SGL و EXO بیا کمپانی ما که آهنگ رو منتشر کنند و ما هم قبول کردیم و آهنگ رو خودمون درست کردیم ما باید هر روز توی کمپانی اکسو باشیم تا رقص جدیدمونو تمرین کنیم باشگاه رقصی که اس ام برای اکسو درست کرده بود خیلی باحال بود سرامیک های قهوه ای روشن با اینه های سرتاسر که آدم میتونست راحت اونجا تمرین کنه( ایش چینچا چرا ما نداریم به خدا اگه داشتیم باور کن من یه لحظه ازش دریغ نمیکردم😰😭) ما همه شلوار شیش جیب با یه نیم تنه سفید پوشیده بودیم اعضای اکسو هم با تیشرت و شلوار راحتی اومدن ( واو 😉) تا ما رو دیدن توی بُهت موندن بعد شیومین یه تک سرفه ای کرد همه به حالت قبلی برگشتن و شیومین یه لبخند زد( ای شیومین خوب میدونی توی ذهن اینا چی میگذره🤭🙄)
دیدگاه ها (۱)

هوسوک یکم سکوت کرد. نگاهش از روی دستت سرخورد روی چشمهات. لحن...

پارت ۴: از استیجِ رؤیاها تا قلبِ هایب!اون شبِ کنسرت، اصلاً ح...

وقتی دوست پسرت تولدت رو فراموش کرد💛پارت ۳(last part) با چیزی...

— لیسا توضیح داده که دوران کارآموزیش مجبور بوده آهنگ‌های رپ ...

Fabric of Love~P1صدای چرخ ها و اتو توی تولیدی میچرخیدچویا:هو...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟐 🎧🪽𓂃 ࣪˖ ִֶָ «تو همیشه این‌قدر دس...

پارت اول :رمان رویای عشق در بازی خبیث ..سلام من جنی کیم هستم...

وقتی گرگینه بود📎پارت ۴ولی انگار سرنوشت چیز دیگری رقم زده بود...

سلام بروبچ

dark life = 41دو هفته از اون روز کنار دریاچه گذشته بود و تهی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط