{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت 51 دلبر نازم

پارت 51 دلبر نازم




ارسلان اومد رفتیم کافه هر چی منتظر شدیم که بچه ها بیاین دیدم نیومدن زنگ زدم به ممد گفتم

دیانا ..... سلام خوبی ممد


ممد.... سلام مرسی دیانا


دیانا.... ممد کجایین چرا نمیاینن کافه


ممد.... تصادف کردیم نمیتوانیم میاییمم


دیانا .... خدا مرگم بده چی شده

ممد..... چیزی نشده همه سالم هستیم وقت تصادف کردیم


دیانا...... دیگ نمیاین کافه

ممد.... نه ببخشید

دیانا.... باشه اشکالی نداره دفعه دیگ میاییم کافه

ممد..... باشه فعلا کاری نداری

دیانا.... نه بای


ممد.... بای
دیدگاه ها (۴)

Love youپارت دوازدهمسرم بدجور درد میکرد بزور چشمامو باز کردم...

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "25" "ویو جئون آنجلینا"بعد...

پارت ۱

part : 48chapter : 2^^ ببینم تو دوست پسر نداری ؟+ نه ندارم^^...

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽Part 1(ویو نلا) صبح زود با بر...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 18زمانی که تمام وجود...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت دوم ۲

پارت 34 دلبر نازم خوابیده بودم یک دفهه نیکا بهم زنگ زدگفتم ا...

پارت 30دلبر نازم میخواستم برم سر کلاس یک دفعه نیکا بهم زنگ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط