{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#Criminal love#

#Criminal love:14 part#
Roz:
جی وون: توام راست میگیا ، حرفات منطق دارن ولی به گفته ی خودت هر کس عقاید خودش رو داره
در ادامه اش من گفتم
+ و این حق هر فرده .......... من می تونم عقاید دو نفر رو تغییر بدم وای فقط توان دو نفر رو دارم
لنا: هستین بحث سرنوشت رو کنار بزاریم؟
!جدی بود
+ !چرا که نه
بهد با شیطنتی که واقعی نبود لب زدم
+ مثلا من درمورد هوانگ و حقیقی بودن احساساتم حرف بزنم..........هوم؟
جی وون: بلاخره میخواد اعتراف کنه
!سانا: البته اگه این اعتراف بخشی از یک انکار نباشه
+ در مورد اون و حقیقی بودن احساساتم .....
درباره ی کلمه ها برای نمایشی که قرار بود راه بندازم فکر کردم ....... و بهترین ایده این بود که ادامه جمله رو نگم تا
!بیشتر شبیه به عاشق ها بشم
جی وون: انکار نمیکنی؟
+ من فقط ..:.: .......تو وضعیتی نیستم که تایید کنم
کیم لنا: چرا اونوقت؟
به جای من سانا گفت
کیم سانا: چون ازش مطمعن نیست ...... مگه نه؟
حرفش رو تایید کردم
جی وون:خبببببب ......... نظرتون چیه موضوع رو شفاف سازی کنیم؟
با تعجب بهش نگاه کردم ، نگاهی که بیانگر«چطوری؟»بود .
جی وون؛به نظر خودت چقدر می تونی عاشقش باشی؟
+ عاشق فردی که همون ثانیه اول ردم کرد؟
لنا: ببین اون ازت پرسید تو چرا این ازدواج رو قبول کردی
و تو گفتی مجبوری ، باور نکرد و تو به احساساتت اعتراف کردی ، اونم گفت بهتره فراموشش کنی چون این ازدواج ، اجباری ببش نیست
اره خب ، ایت تمام سناریو ی دروغی بود که به دوستام تعریف !کردم




پایان پارت
خوشتون میاد از فیک جدیدمون؟
دیدگاه ها (۰)

LESSON

[•] عمارت عشق [•]Part :²⁴دستش تو جیبش بود، که یچیزیو احساس ک...

کپشن

پارت شانزدهم کوک. رفتم شرکت بیبنم که این دوتا چی میگن ته. وا...

Heir of Light and Darknesspart : 8بعد از خوردن صبحانه جونگ‌ک...

.....//برده ی زیبا//......

#میشه_خورشید_من_بشی؟جونگین/سوآپارت: ۳روی صندلی نشستم و دستام...

فاصله یک لبخند تا جنون

پارت ۴#تو راز شب های منیروز بعد، سوآ و جی‌هون توی کلاس منتظر...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط