{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غم آمده، غم آمده، انگشت بر در میزند!

غم آمده، غم آمده، انگشت بر در میزند!
هر ضربه انگشت او بر سینه خنجر میزند
ای دل بکش یا کشته شو، غم رادر اینجا ره مده
گرغم در اینجا پا نهد آتش به جان در میزند
از غم نیاموزی چرا ای دلربا رسم وفا!
غم با همه بیگانگی، هر شب به ما سر میزند!
دیدگاه ها (۱)

ﻣﯽ ﺍﻧﺪﯾﺸﻢ...ﺑﻪ ﺭﺅﯾﺎﯼ ﻫﺎﯼ ﺳﺮﺩ ﻭﺧﺎﻣﻮﺵﺑﻪ ﻓﺮﺻﺘﻬﺎﯼ ﺳﻮﺧﺘﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽﺑﻪ ...

ﻣﯽ ﺍﻧﺪﯾﺸﻢ...ﺑﻪ ﺭﺅﯾﺎﯼ ﻫﺎﯼ ﺳﺮﺩ ﻭﺧﺎﻣﻮﺵﺑﻪ ﻓﺮﺻﺘﻬﺎﯼ ﺳﻮﺧﺘﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽﺑﻪ ...

سختي تنهايي را وقتي فهميدم كه ديدم مترسك به كلاغ ميكفت:هر جق...

من در خلوت تنهایی ام به این باور رسیدم ک اینجا برای زنده مان...

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

چند پارتیپارت ۳لرزشِ خفیفی در دستانِ جونگکوک پیچید، اما نه ا...

Blood contract/رمان مافیایی (تهیونگ)

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

غم آمده، غم آمده، انگشت بر در میزند!هر ضربه انگشت او بر سینه...

غم آمده غم آمده انگشت بر در میزندهر ضربه انگشت او بر سینه خن...

غم آمده، غم آمده، انگشت بر در میزندهر ضربه انگشت او بر سینه ...

غم آمده غم آمده انگشت بر در میزندهر ضربه انگشت او بر سینه خن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط