{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غم آمده، غم آمده، انگشت بر در میزند

غم آمده، غم آمده، انگشت بر در میزند
هر ضربه انگشت او بر سینه خنجر میزند
ای دل بکش یا کشته شو، غم را در اینجا ره مده
گر غم در اینجا پا نهد آتش به جان در میزند
از غم نیاموزی چرا ای دلربا رسم وفا؟
غم با همه بیگانگی هر شب به ما سر میزند
دیدگاه ها (۱)

وقت است تا برگ سفر بر باره بندیم / دل بر عبور از سد خار و خا...

《پرنسس خونین در آتش سرنوشت 》《گر زمان ها برات تیره و تار بود....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط