{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غم آمده غم آمده انگشت بر در میزند

غم آمده غم آمده انگشت بر در میزند

هر ضربه انگشت او بر سینه خنجر میزند

ای دل بکش یا کشته شو غم را در اینجا ره مده

گر غم در اینجا پا نهد آتش به جان در

میزند

از غم نیاموزی چرا ای دلربا رسم وفا

غم با همه بیگانگی هر شب به ما سر میزند
دیدگاه ها (۲)

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

چند پارتی بازی ممنوع

007-پنهان در مه - پارت ۷۱

چند پارتیپارت ۳لرزشِ خفیفی در دستانِ جونگکوک پیچید، اما نه ا...

Part "74"☆ویو هانا☆ساعت ۳ صبح بود. عمارت توی سکوتی سنگین و خ...

Between Sleep and Breath

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۳‌در انتهای تونل، در...

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

غم آمده، غم آمده، انگشت بر در میزندهر ضربه انگشت او بر سینه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط