غم آمده، غم آمده، انگشت بر در میزند

غم آمده، غم آمده، انگشت بر در میزند
هر ضربه انگشت او بر سینه خنجر میزند

ای دل بکش یا کشته شو، غم را در اینجا ره مده
 گر غم در اینجا پا نهد آتش به جان در میزند

از غم نیاموزی چرا ای دلربا رسم وفا؟
غم با همه بیگانگی هر شب به ما سر میزند
دیدگاه ها (۱)

چند پارتی بازی ممنوع

007-پنهان در مه - پارت ۷۱

چند پارتیپارت ۳لرزشِ خفیفی در دستانِ جونگکوک پیچید، اما نه ا...

عکس ملکه خوب ها.خواهش کپی ممنوع

چند پارتی جونگ کوک

Part "74"☆ویو هانا☆ساعت ۳ صبح بود. عمارت توی سکوتی سنگین و خ...

عقرب بالش

**پارت ۲۰**نورِ کم‌جانِ صبحگاهی از بینِ درزِ پرده‌هایِ مخملی...

غم آمده، غم آمده، انگشت بر در میزندهر ضربه انگشت او بر سینه ...

غم آمده غم آمده انگشت بر در میزندهر ضربه انگشت او بر سینه خن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط