{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دنیای دیگر

part 6

ویو راوی .
میا سوار ماشین شد و رفتن به یه خونه ی قدیمی
اونجا مردی میان سالی رو دیدن بعد از صحبت کردن باهم مرد به میا پیشناهادی داد پیشناهاد آشنایی

علامت مرد (£)

£ . دختر جون چرا از این کشور فرار نمیکنی؟

میا . خارج از کشور کسی رو ندارم زبون دیگه ای بلد نیستم به اندازه ی کافی پول ندارم

£ . من بهت کمک میکنم من به آشنایی دارم میتونه تو رو از کشور بدون پاسپورت پاسپورت چیز دیگه از اینجا ببره

میا . چقدر پول میخواد ؟

£ . فکر پولش نباش اونا ازت پولی نمیگیرن

ویو میا . بعد از یه عالمه صحبت جاییم برای موندن نداشتم اونا بهم یه اتاق دادن همونجا موندم شب تا صب داشتم فکر میکردم اگر برم و بدتر شه چی اما یاد حرف آلیا افتادم 《 اگه بهتر شه ؟ 》
دلوزدم به دریا تصمیم گرفتم فردا صب بهشون بگم نظرم مثبت
.
.
وقتی بیدار شدم رفتم بیرون کسی نبود رفتم داخل حیاط که دیدم میز صبحونه چیدن و مردم داره میخوره من رو که دید گفت

£ . او بیدار شدی بیا بیا توهم بخور

رفتم و بخوریم بعد از غذا رو به مرد کردم و گفتم

میا . آقا برای رفتن باید چیکار کنم

کا با چشمای گرد شده بهم نگا کرد

£. پس تصمیم گرفتی بری
خوب به آشناهای زنگ میزنم اوکی کنن خودمم میرسونم و بای مراقب خودت باشی شاید ۱ یا ۲ روز توی راه باشی

میا. نمیدونم چطور این لطفتون رو جبران کنم واقعا ممنونم
.
.
.
ادامه دارد ..

پارت قبل و بعد : @june_nina
دیدگاه ها (۱)

مربی موتور سوار

سناریو باکودکو

پارت سهویو تهدرسته زیاده روی کردم یون داشت گریه میکرد منم رف...

╭─────── 🥀 𓆩♡𓆪 🥀 ───────╮ 𝐓𝐇𝐄 𝐅𝐎𝐑𝐂𝐄𝐃 𝐕𝐎𝐖 ...

P30ویو انیاسنسی داشت درس میداد و همه تو ذهنشون داشتن به من و...

عروسک مافیا پارت 2

پارت ۱۹

#میکاپ_آرتیست_من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط