قلدر مدرسم
پارت یک
ویو ا/ت- سونگمین
با صدای آلارم گوشیم بیدار شدم
یه روز عذاب اور دیگه
واقعا نمیخواستم برم مدرسه اما هانا و کلارا هم نمیتونستم تنها بذارم
پس باید میرفتم
قبل اینکه بلند بشم تو گپ پیام دادم
+ دخترا امروز میرید مدرسه
هانا سریع جوابمو داد
×آره
+چرا
× با یه پسر آشنا شدم
+😐
پس منم میرم باید حواس جئونو پرت کنم
که هانا رو اذییت نکنه
ایشششش
خستم شد دیگه هففففف
بلند شدم کارامو کردم و فرمم رو پوشیدم
صبحونمو خوردم و به سمت مدرسه راه افتادم
تو راه که داشتم پیاده میرفتم و هدفونم رو گوشم بود برای خودم داشتم حال میکردم
که یهو یه سطل آب یخ رو سرم خالی شد
صد در صد جئون بود برگشتم نگاش کردم
فرمش تمیز و اتو کشیده بود ، بوی عطر قهوه ، میداد قد بلندی داشت و موهای مشکیش رو صورتش ریخته بود + + سلام
_از هدیت خوشت اومد ؟
+اگه منظورت اون جعبه پر سوسک
که دیشب اومد دم در خونم و فرستندهاش
بینام بود آره خیلی دوسش داشتم
_ پس بیشتر از این چیزا میفرستم برات
+ ممنون
_ راستی با موهای خیس..... زشتتر شدی
+ 😐
_ چیه
+ هیچ ، راستی امروز یه سر میام سمتت باهات کار دارم
_ اگه وقتم ازاد بود باشه
+ ازادش کن
_ چشم سیسی
+ هفففف
بعد از اون مکالمه مثلا خوب رفتم سمت دخترا
× وا دختر چیشدی
& پرسیدن نداره
+ عههه
× درد
+ هففف ، خستمه ، سرم درده ، حوصله مدرسه و جئونم ندارم ایشششش
& چقدر قر میزنیییی
+ قر نزنم چیکار کنم
& برسم ما کافه تریا ؟
× نیم ساعت دیگه کلاس داریم
+ هففف
& بریم کلاس
+× بریم
............
بعد کلاس ویو کوک
آخیش اذییت کردن سونگمین خیلی حال داد
بدجور تو کلاس ضایعش کردم راستی یادم اومد کارم داشت زنگش زدم که بعد از چند تا بوق برداشت.....
+ بله
_ بگو های
+ های ....... تو کونت
_ خیلی ممنون ... خب کارم داشتی
+ باید ببینمت ... کجایی
_ پشت سرت
+ دیدمت
(حضوری )
_ خب میگفتی
+ ببین تو با من مشکل داری پس
کاری به رفیقام که از همه تو دنیا برام
ارزشمندترن نداشته باش
کمی فکر کردم ...
میتونستم از این فرصت استفاده کنم
_ شرط داره
+ چی
_ امشب ساعت ۱۲ بیا به لوکیشنی که
برات میفرستم تا تاوان خواستتو بدی
+ باش
.............
سلام کیوتام ببخشید که یه مدت نبودم گوشیم دستم نبود هنوزم دستم نیست ولی همونطور که قول دادم هرجور شده گرفتمش تا پارت یکو براتون بذارم لطفاً حمایت کنید تا من با انرژی بتونم براتون پارت بزارم و هر کاری بکنم که گوشیو بگیرم💖✨
شرایط
۱۵ لایک
۲۰ کامنت
ویو ا/ت- سونگمین
با صدای آلارم گوشیم بیدار شدم
یه روز عذاب اور دیگه
واقعا نمیخواستم برم مدرسه اما هانا و کلارا هم نمیتونستم تنها بذارم
پس باید میرفتم
قبل اینکه بلند بشم تو گپ پیام دادم
+ دخترا امروز میرید مدرسه
هانا سریع جوابمو داد
×آره
+چرا
× با یه پسر آشنا شدم
+😐
پس منم میرم باید حواس جئونو پرت کنم
که هانا رو اذییت نکنه
ایشششش
خستم شد دیگه هففففف
بلند شدم کارامو کردم و فرمم رو پوشیدم
صبحونمو خوردم و به سمت مدرسه راه افتادم
تو راه که داشتم پیاده میرفتم و هدفونم رو گوشم بود برای خودم داشتم حال میکردم
که یهو یه سطل آب یخ رو سرم خالی شد
صد در صد جئون بود برگشتم نگاش کردم
فرمش تمیز و اتو کشیده بود ، بوی عطر قهوه ، میداد قد بلندی داشت و موهای مشکیش رو صورتش ریخته بود + + سلام
_از هدیت خوشت اومد ؟
+اگه منظورت اون جعبه پر سوسک
که دیشب اومد دم در خونم و فرستندهاش
بینام بود آره خیلی دوسش داشتم
_ پس بیشتر از این چیزا میفرستم برات
+ ممنون
_ راستی با موهای خیس..... زشتتر شدی
+ 😐
_ چیه
+ هیچ ، راستی امروز یه سر میام سمتت باهات کار دارم
_ اگه وقتم ازاد بود باشه
+ ازادش کن
_ چشم سیسی
+ هفففف
بعد از اون مکالمه مثلا خوب رفتم سمت دخترا
× وا دختر چیشدی
& پرسیدن نداره
+ عههه
× درد
+ هففف ، خستمه ، سرم درده ، حوصله مدرسه و جئونم ندارم ایشششش
& چقدر قر میزنیییی
+ قر نزنم چیکار کنم
& برسم ما کافه تریا ؟
× نیم ساعت دیگه کلاس داریم
+ هففف
& بریم کلاس
+× بریم
............
بعد کلاس ویو کوک
آخیش اذییت کردن سونگمین خیلی حال داد
بدجور تو کلاس ضایعش کردم راستی یادم اومد کارم داشت زنگش زدم که بعد از چند تا بوق برداشت.....
+ بله
_ بگو های
+ های ....... تو کونت
_ خیلی ممنون ... خب کارم داشتی
+ باید ببینمت ... کجایی
_ پشت سرت
+ دیدمت
(حضوری )
_ خب میگفتی
+ ببین تو با من مشکل داری پس
کاری به رفیقام که از همه تو دنیا برام
ارزشمندترن نداشته باش
کمی فکر کردم ...
میتونستم از این فرصت استفاده کنم
_ شرط داره
+ چی
_ امشب ساعت ۱۲ بیا به لوکیشنی که
برات میفرستم تا تاوان خواستتو بدی
+ باش
.............
سلام کیوتام ببخشید که یه مدت نبودم گوشیم دستم نبود هنوزم دستم نیست ولی همونطور که قول دادم هرجور شده گرفتمش تا پارت یکو براتون بذارم لطفاً حمایت کنید تا من با انرژی بتونم براتون پارت بزارم و هر کاری بکنم که گوشیو بگیرم💖✨
شرایط
۱۵ لایک
۲۰ کامنت
- ۵.۹k
- ۱۷ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط