#سناریو

#سناریو
وقتی همو دوست دارین ولی بابات مخالفه و تو رو میزنه

نامجون: رو به بابات: دیگه حق نداری ا/ت رو بزنی و دست روش بلند کنی برو اونور میخوام ببرمش خونه( با داد) و اینگونه باباش از ترس میشاشه به خودش

جین: نمیزاره بابات کاری کنه وفرار میکنین

شوگا: ا/ت فردا عروسیمونه

جیهوپ: دستتو میگیره و میبردت

جیمین : جلوی بابات میبوست و نمیزاره کاری کنه تا بابات راضی شه


تهیونگ : تمام سعی خودشو میکنه وباباتو راضی میکنه

جونگ کوک : رئیس مافیاست وبابا نمیتونه کاری کنه
دیدگاه ها (۲)

True Love②⑦یونی: ا/تا/ت: بله یونی: چرا خودت رو گول میزنیا/ت:...

تکپارتی جونگ کوک

stolen

P21۲روز از روزی که آچا و سوسی باهم دیدار کرده بودن می‌گذشت،د...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت³ویو ا/تمامان ا/ت: سلام دخ...

متیو و دختری از جنس دریا p3

پارت ³⁹باورش نمیشد وقتی کسی که وارد اتاقش شد رو دید از تعجب ...

سناریو بلولاک/قفل آبی

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۸ *رضا*خواستم آرش(مو فرفری حنایی)ر...

#سناریودرخواستی |وقتی اون دوس پسرت بود ولی بابات اجازه نمیدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط