{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از یکــــ جـایی به بَعـد

از یکــــ جـایی به بَعـد
فقـط نگـــاه می کنــی
از یکــــ جـایی به بَعـد
می نشینـــی
و با پوزخنـــد به ایـن روزگـــار ِ وامــــــــانده
خیـــره می شــَوی
و آرام در گـوشـَش می گــویی
ایـن تـــــو و ایـن زندگــی مــن
به درکــــ که آرزوهـــایم محـــال مانـد
به درکــــ که رویـــاهـای ِ شیرینــم
میــان ِ نوشتــه هایم جــان داد
به درکـــ که آدم هــا ســـــــــادگیم را
زیــر ِ پــاهــاشان لــِه کردَنـد
به درکـــ که آسمــان
انــدازه ی دوســت داشتــَن هـایم
ستــاره نداشــت
به درکــــ که کافــه های پاییــز
هیــچ وقــت بـرای ِ مــن صندلـــی نداشـت
هـَر کـاری از دستــَت بـَر می آیــَد
بـرای ِ نابـــودی ِ ایـن " مــن " انجـام بـده
از یکــــ جـایی به بَعـد
دیگـر نمی ترســـی
سکــه ی زندگــی را به بـالا پــَرت می کنـی
و قبـل از به زمیــن افتـــادن َش
قبـل از شیــر یا خــط بـــودَنـَش
قــَـدَم بـَر مــی داری
دیگـر مهــم نیسـت چه اتفـــاقی در حـال ِ وقــوع ست
#فـــــــــــــــــــؤاد.۹۶/۹/۳۰
لینک.جدید.کانال.عاشقانه.من.در.تلگرام
https://t.me/moonlightyy/AAAAAEUuSeCdhQ_sJTR6_A
https://t.me/foad6831/AAAAAE0usvWYv28L5Uu4gg
دیدگاه ها (۱)

وقتی لب تو خنده زد

پارت ۱۱ 🖤جیمین چند لحظه ساکت موند و بعد گفت:— «من بهت اعتماد...

صدای انفجار هنوز در ساختمان می‌پیچید.مایکی دستم را گرفته بود...

نرسه مرگ این رویا ....هر شب که می‌رسه با کوله باری از خستگی ...

هنوز دنبالت می‌گردم، انگار نمی‌خواهم باور کنم این دنیا می‌تو...

فاصله یک لبخند تا جنون

You stepped through my door Where the danger was born Your t...

✦ اولین گناه ✦فصل دوازدهم: جایی که هیچ‌کس نمی‌رود---لعنت به ...

وقتی جونگ کوک محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت، عا...

👧🏻فیلیکس و می سان 🫅🏻

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط