{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو

☆انسان بی پایان
•/•فصل یک/عروسک مرده p⁶
---
ر: به نظرم می‌تونیم مخفیانه زیر نظر بگیریمش. و ببینیم توی ساعات خاص و ثابتی بیرون می‌ره یا نه؟
د: خوبه... تازه جالب شد...
ا: از امشب کارمونو شروع می‌کنیم بچه‌ها.
چ: ولی نمی‌شه همش دنبالش باشیم که.
ر: خب. برنامه‌ریزی برای همین مواقعه دیگه. من یه ایده دارم. می‌تونیم زمان‌بندی کنیم. مثلاً از ساعت ۲ که مدرسه تعطیل می‌شه تا ساعت ۴ آیومی می‌تونه حواسش باشه. ۴ تا ۶ چویا. ۶ تا ۸ هم من یا دازای. و در ضمن برای دقیق‌تر شدن تحقیقاتمون هر زمانی بیرون رفت رو دقیق یادداشت می‌کنیم.
د: حوصله‌سربر... اما چالش‌برانگیز. خوشم اومد. باشه اوکیه.
ا: خب بچه‌ها. بگین هرکس تا چه زمانی می‌تونه؟
د: من ۸ تا ۱۰ حواسم هست
چ: منم ۶ تا ۸
ا: منم ۲ تا ۴
ر: خوبه پس منم ۴ تا ۶. خب پس ماموریت اول ما شد: کشف روان‌پزشک
#Sadaku ☆ #Endless_Human ☆ #Dead_Doll
دیدگاه ها (۰)

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

فرشته مرگ منویو فردا صبح ویو الیناصدای زنگ اومد و از خواب پا...

دختر تنها______________________________________________ساعت ...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.51(روایت از زبان ا.ت)کی...

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟷 | اولین نتسئول، ساعت ۷:۱۵ صبح.صدای رفت‌وآمد ماش...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

Forbidden love④کوک: منم چیزی یادم نمیاد منم مست بودما/ت: ازت...

مافیای من

Afterglow

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط