{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سیه زلف وکمان ابرو! کجا ماندی نمی آیی؟

سیه زلف وکمان ابرو! کجا ماندی نمی آیی؟

تو پیمان بسته ای باما ، ولی اکنون نمی پایی

دل آرا! چون تو دیر آیی ، ز دلتنگی به جان  آیم

خدایا! در من مجنون نمی ماند شکیبایی

چو مرغان قفس هردم به سینه، درد پروردم

گمانم تا تو می آیی، بمیرد دل ز تنهایی

چنان پرورده ام در سر نگارا سوز و  سودایت

که میترسم مرا بی تو ، نه سرماند نه سودایی

مرا گفتی صبوری کن همین امروز و فردا را

مرا بی دلبرم جانا! چه امروزی؟ چه فردایی؟

غم عشقت به هر لحظه کُشد ما را به هر شیوه

سیه چشم و کمان ابرو ، ز مژگانت چه پروایی؟

بیا جانا! که شاهد را به شیدایی کشید عشقت

نمی آیی، چه می دانی؟ نمی بینی چه فرمایی؟
Nafas
دیدگاه ها (۴)

کنم هر دم دعایی تا که بینم روی زیبایتفدای چهره ی ماه و نگاه ...

تقدیم هدیه بی بدیل خداوندی زندگیم💞کنم هر دم دعایی تا که بینم...

...هر کس به تماشایی، رفتند به صحراییما را که تو منظوری، خاطر...

نگاهم میکنی اما "نگاهت" از ته دل نیستفدای ناز #مژگانت مگر ای...

شیدایی

نمی دانم چرا هردم ، دلم ابری و طوفانی استهزاران واژه گریان و...

╮ شعـــــــــــــر مهــــــــــدوے ╰شب جمعه شده مولا، بگو جا...

تقدیم زندگیم🌸🧿💞نه من تنها گرفتارم به دام زلف زیباییکه هر کس ...

بود آیا که خرامان ز درم بازآیی؟گره از کار فروبستهٔ ما بگشایی...

چو مویِ تو تداعی می کند گلهایِ قالی راگلاب آگینه کرده دیده ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط