{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

...

...
هر کس به تماشایی، رفتند به صحرایی
ما را که تو منظوری، خاطر نرود جایی

یا چشم نمی‌بیند، یا راه نمی‌داند
هر کاو به وجود خود، دارد ز تو پروایی

دیوانه عشقت را، جایی نظر افتاده‌ست
کآنجا نتواند رفت، اندیشه دانایی

امید تو بیرون بُرد، از دل همه امیدی
سودای تو خالی کرد، از سر همه سودایی

#سعدی
#گل
#تماشا #صحرا #منظور #خاطر #چشم #راه #وجود #پروا #دیوانه #عشق #نظر #اندیشه #دانا #دانایی #امید #بیرون #دل #سودا #خالی #سودایی #زمستان #دی #دیماهی
#flowers
#flower
دیدگاه ها (۰)

dark life = 21

پارت: 8 (بخش2) صدها هزار نفر آدم پولدارتر و وصل‌تر از ما دار...

### 🩸 پارت چهارم: بازتابی بدون چهرهتاریکی مطلق. حتی نوک انگش...

𝖬𝗒 𝖯𝖺𝗋𝖺𝗆𝗈𝗎𝗉𝖯𝖺𝗋𝗍:②پدرِ ربکا با صدایی که از ته چاه میومد درخوا...

صدای شلیک

#ارباب‌سنگدل #پارت_5ویوی ا.ت : صبح با ضربه ای به سرم. از خ...

شاهکاری به نام دروغ

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۲۰ *رضا*گفتم : بانو لطفا بشینید از...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وهفتم: کسی که ماند---از مهمان‌خانه رف...

پارت ۲۳ چند ثانیه...تمام آزمایشگاه در سکوت فرو رفت.آریانا به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط