{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

( لیا و ات تا شب باهم بودن تا لیا رفت و ات هم خوابید تا ف

( لیا و ات تا شب باهم بودن تا لیا رفت و ات هم خوابید تا فردا برای مدرسه )
دید ات
با زنگ گوشیم بیدار شدم رفتم کار هام رو انجام دادم و بعد صبحانه خوردم بعدش سوئچ ماشین رو ور داشتم و به سمت مدرسه حرکت کردم
مدرسه همیشه از ساعت ۵ بازه ولی عکسی نیست بچه ها همیشه از ساعت ۷ یا۶ نیم میان خیلی کم‌پیش میاد کسی زود تر از این ساعت ها بیاد چون مدرسه از ساعت۸ شروع میشه
ولی امروز من‌زود رفتم داشتم از پله ها بالا میرفتم که یکی دستم رو کشید و وارد یکی از کلاس ها کرد چشمام رو بستم و تا خواستم داد بزنم دهنو یکی گرفت و در اتاق رو بست
بازم جاهای حساس 🤣😋
شرایت
لایک ها ۵ تا
کامنت ۳
دنبال کننده ها ۵ تا
دیدگاه ها (۰)

وقتی درسش بد بودو..

فیک تهیونگ مافیایی

لیسا : لیا بیام ببینم یه لباس مزخرف و اسپرت پوشیدی او تالار ...

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

*ویو ات *شب شده بود ساعت نزدیکای ۹ بود پس تصمیم گرفتم برم بی...

پارت ۱ فیک:کابوسِ مدرسه

پارت 9رمان🎀 عشق مدرسه ای🎀ویو نویسنده:صبح شده بود و هیون زودت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط