پارت 9
پارت 9
رمان🎀 عشق مدرسه ای🎀
ویو نویسنده:
صبح شده بود و هیون زودتر بیدار شده بود و رفت صبحانه رو اماده کنه و بعدش بره ات رو بیدار کنه
(توجه عزیزان امروز مدرسه نداشتند جمعه بود)
بعد از نیم ساعت هیون صبحانه رو اماده کرد و گذاشت رو میز و چیدش و می خواست بره ات رو بیدار کنه.
ویو ات و هیون وقتی همین میخواست ات رو بیدار کنه:
هیون اومد روی ات و گفت:
هیونجین: جوجوم نمیخواد بیدار شه؟ ( با ناز کردن)
ات: هیون بزار بخوابم
هیونجین: نه نمیشه ساعت نگاه کن جوجو . ساعت 11 صبحه
ات: ( ناله کرد)
هیونجین: خب پس خودت خواستی
هیون کل صورت. ات رو داشت میبوسید حتا گردنش بعد از دو دقیقه ات خندش گرفت رو بلند شد و دستشو دور گردن هیون حلقه کرد و گفت:
ات: شو شویی خیلی کرم داریا (بعد یک بوسه یه کوتاه به لبش زد )
هیونجین: ( خنده ) جوجو بریم صبحانه
ات: باش هیون من
ویو ات و هیون بعد از صبحانه:
ات : هیونی میشه بازی کنیم؟
هیونجین: چه بازی جوجو من؟
ات: گرگم به هوا ( همون که باید یکی گرگ میشد اون یکی میگرفت اون باید بالا میرفت)
هیونجین: خب من گرگم( با شیطونی و نزدیک شدن ات)
ات: منم پس بره ام شوشو یی
هیونجین یک بوسه ی کوتاه به لب ات زد و گفت:
هیونجین: میخورمت جوجه
ویو شروع بازی:
ات داشت از دست هیون فرار میکرد که هیون کمرشو گرفت و انداختش رو کاناپه و شروع مرد به بوسیدن همه جاش( منظورم صورت و گردنش بود)
ات: ایی نکن گاز نگیر هیون( خنده شدید)
هیونجین: دیدی گفتم میخورمت جوجو من
ات: ( خنده)
بعد از 5 دقیقه بوسیدن هیون نفس کم اورد و روبه ات گفت:
هیونجین: خیلی خوشمزه بودی
ات: ب ادب( حالت کیوت و اخمی)
(ات سرشو اون ور کرد )
هیونجین: میبینم که جوجو قهر کرده 😂
و بعدش ات رو گرفت و قلقلک داد و گفت :
هیونجین: خب عشقم بریم ناهار.
ویو ات و هیون بعد از ناهار:
ات: حوصله ام سر رفته شو شویی
و بعدش رفت بغل هیونجین دستشو دور گردن هیون گذاشت و بوسیدش و گردنش هم بوسید هیونجین یک نگاه شیطان یک رد و خم شد و تا میخواست ببوسدش صدای زنگ تلفن ات اومد :
ات گوشیشو ور داشت و نوشته بود روش ( لیسا)و ات گوشیو برداشت گفت:
ات: سلام خره چطوری؟
لیسا : خوبم مرسی
ات: کاری داری؟
لیسا: حوصلم سر رفت بیام خونتون؟
ات: بیا
لیسا: فیلیکس خونست؟
ات: نه ولی هیون هست
لیسا: اووو
ات: اه بی ادب بیا بدو
بقیه بعدن خوشگلا الان برم ناهار رو بخورم بعد از ناهار میام پارت بعد رو میدم
لایک و کامنت یادت نره زیبا✨🎀
اگه کامنت و لایک رو تا 20 برسونید دو پارت دیگه میدم
رمان🎀 عشق مدرسه ای🎀
ویو نویسنده:
صبح شده بود و هیون زودتر بیدار شده بود و رفت صبحانه رو اماده کنه و بعدش بره ات رو بیدار کنه
(توجه عزیزان امروز مدرسه نداشتند جمعه بود)
بعد از نیم ساعت هیون صبحانه رو اماده کرد و گذاشت رو میز و چیدش و می خواست بره ات رو بیدار کنه.
ویو ات و هیون وقتی همین میخواست ات رو بیدار کنه:
هیون اومد روی ات و گفت:
هیونجین: جوجوم نمیخواد بیدار شه؟ ( با ناز کردن)
ات: هیون بزار بخوابم
هیونجین: نه نمیشه ساعت نگاه کن جوجو . ساعت 11 صبحه
ات: ( ناله کرد)
هیونجین: خب پس خودت خواستی
هیون کل صورت. ات رو داشت میبوسید حتا گردنش بعد از دو دقیقه ات خندش گرفت رو بلند شد و دستشو دور گردن هیون حلقه کرد و گفت:
ات: شو شویی خیلی کرم داریا (بعد یک بوسه یه کوتاه به لبش زد )
هیونجین: ( خنده ) جوجو بریم صبحانه
ات: باش هیون من
ویو ات و هیون بعد از صبحانه:
ات : هیونی میشه بازی کنیم؟
هیونجین: چه بازی جوجو من؟
ات: گرگم به هوا ( همون که باید یکی گرگ میشد اون یکی میگرفت اون باید بالا میرفت)
هیونجین: خب من گرگم( با شیطونی و نزدیک شدن ات)
ات: منم پس بره ام شوشو یی
هیونجین یک بوسه ی کوتاه به لب ات زد و گفت:
هیونجین: میخورمت جوجه
ویو شروع بازی:
ات داشت از دست هیون فرار میکرد که هیون کمرشو گرفت و انداختش رو کاناپه و شروع مرد به بوسیدن همه جاش( منظورم صورت و گردنش بود)
ات: ایی نکن گاز نگیر هیون( خنده شدید)
هیونجین: دیدی گفتم میخورمت جوجو من
ات: ( خنده)
بعد از 5 دقیقه بوسیدن هیون نفس کم اورد و روبه ات گفت:
هیونجین: خیلی خوشمزه بودی
ات: ب ادب( حالت کیوت و اخمی)
(ات سرشو اون ور کرد )
هیونجین: میبینم که جوجو قهر کرده 😂
و بعدش ات رو گرفت و قلقلک داد و گفت :
هیونجین: خب عشقم بریم ناهار.
ویو ات و هیون بعد از ناهار:
ات: حوصله ام سر رفته شو شویی
و بعدش رفت بغل هیونجین دستشو دور گردن هیون گذاشت و بوسیدش و گردنش هم بوسید هیونجین یک نگاه شیطان یک رد و خم شد و تا میخواست ببوسدش صدای زنگ تلفن ات اومد :
ات گوشیشو ور داشت و نوشته بود روش ( لیسا)و ات گوشیو برداشت گفت:
ات: سلام خره چطوری؟
لیسا : خوبم مرسی
ات: کاری داری؟
لیسا: حوصلم سر رفت بیام خونتون؟
ات: بیا
لیسا: فیلیکس خونست؟
ات: نه ولی هیون هست
لیسا: اووو
ات: اه بی ادب بیا بدو
بقیه بعدن خوشگلا الان برم ناهار رو بخورم بعد از ناهار میام پارت بعد رو میدم
لایک و کامنت یادت نره زیبا✨🎀
اگه کامنت و لایک رو تا 20 برسونید دو پارت دیگه میدم
- ۱۰۸
- ۲۲ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط