{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میدونی من به جایی از زندگیم رسیدم که دیگع نمیتونم ،که دیگ

میدونی من به جایی از زندگیم رسیدم که دیگع نمیتونم ،که دیگه بریدم ...
من مغزم از کار افتاده ... زندگیم از کار اغتاده...
همه آدما بالاخره به یه جآیی از زندگی میرسن که یه روز صُبح از خوآب بُلند‌ میشن بی دلیل میخندن ... زل میزنن به سقف بالایه سرشون ... بَعد پا میشن زیر لب آهنگ زِمزمه میکنن ...
موهاشونو شونه میزنن ...
و تو آینه خیره میشـن بِ خودشون ...~
امروز همون روزیه که از صُبح دارم لبخند میزنم:)
میدونی دنیا و آدماش هیچ وقت منو نخواستن ...
حتیٰ خوده خدا هم منو نخواست ..

_Mh
دیدگاه ها (۱)

P24ویو دامیان وایی چه بدن نرم و لطیف و قشنگی داره دیگه واقا ...

My lovely neighbor part : 72

بهم میگه جلو جمع انقد گند نزن ، میگم درست میشه هیچوقت نشه سر...

خدایا چرا کمکم نمیکنی؟ پس کجایی؟حالم خیلی بده بدتر از اونی ک...

عاشقانه ای در دهه ۵۰پارت ۲۵ویو راوی همینطور که املیا و زویی ...

♕𝓺𝓾𝓮𝓮𝓷 𝓸𝓯 𝓑𝓸𝓷𝓽𝓸𝓷♕ /p۱/(s2) {شکاک} ★واری] جویین که داشت همینط...

𝐀 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐜𝐨𝐧𝐣𝐮𝐫𝐞𝐝 𝐛𝐲 𝐭𝐡𝐞 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞 𝐦𝐚𝐠𝐢𝐜 𝐨𝐟 𝐚 𝐦𝐚𝐤𝐞𝐮𝐩 𝐛𝐫𝐮𝐬𝐡.PART³¹...

m.r kim p1

#part_42#رهااز ایسگاه مترو اومدم بیرون و پیاده به سمت خونه ر...

فیک عشق ناگهانی پارت ۸ویو توی راه.. . ات... منو کوک سوار م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط