{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بوسه دردناک )

بوسه دردناک )
پارت ۱۳۲


جول سو: زود خوب شو و انتظار های بیشتر ازت دارم
تهیونگ گیج و منگ نگاهش کرد بلافاصله از اتاق خارج شد الکس سخت آب دهنش را قورت داد سپس آرنج هایش را روی تخت گذاشت و با فشاری که بهش داد روی تخت نشست تهیونگ اخم کرد
تهیونگ: بلند نشو استراحت کن ...
الکس سخت و ناراحت زل زد بهش مگر میشد این حقیقت نداشت ..
تهیونگ: چی شده الکس پیش پدرم چیکار میکردی چی بهت گفت که اینقدر حالت بد شد
الکس سخت آب دهنش را قورت داد ولی این بغض لعنتی نمی‌رفت این بغض ای که جول سو بهش داده بود چشم هایش پر از اشک شد و تند سریع یک کلمه رابه زبان اش آورد
الکس : ... تومار داری ...
تهیونگ برای ثانیه ای نگاهش سرد شد آخم هایش باز شد و با نگاه عمیقی زل زد به الکس ... ولی الکس شروع به گریه کردن کرد از ته قلبش سعی نمی‌کرد جلو اشک هایش را بگیره با حق حق کنان گفت
الکس. : . نه .. نمیشه .. نمیتونه حقیقت داشته باشه .. تعیونگ بدون تو من میمیرم تهیونگ سخته خیلی دارهدرونم رو میخوره ..
هرچقدر سعی میکرد تا غم درونش را به همسرش نشان بده تهیونگ آروم دست الکس را در دستش گرفت سپس تند و با عشق بوسید الکس به حرکت های تهیونگ نگاه کرد اگر از دستش بده این خاطرات باعث مریضی پارانوئیده میشد یا شاید هم بدترش...
الکس باز هم اشک ریخت و با چشم های قرمزش زل زد به تهیونگ
الکس : بگو دیگه بگو دروغه .. من .. من دارم از درون میمیرم تهیونگ ترو خدا عشق من بگو دروغه بگو ...
ته حرفش باز هم گریه کرد از ته گلو سپس سر خم کرد و اشک ریخت بلافاصله تهیونگ از روی صندلی بلند شد بله تخت نشست دستش را روی سر الکس گذاشت و او را محکم سمت آغوشش برد و سفت او را به آغوشش گرفت و با دستش موهای الکس را نوازش کرد یا صدا ضعیف گفت
تهیونگ: حقیقت تلخه توت فرنگی
الکس مشت اش را محکم گرفت سپس روی سینه تعیونگ گذاشت و ضربه آرامی حواله اش کرد
الکس : .نگو .. دروغه این یه کابوسه. .. باور نمیکنم
اشک ریخت و با صدا ضعیف و بغض گفت تهیونگ بوسه ای روی موهای الکس گذاشت سپس مشت الکس را محکم تو دستش گرفت
تهیونگ: سردرد های ناگهانی که بهم میداد انگار بخاطر تومار بود دکترم اینو بهم گفت ولی آزمایش ای در کار نیست
الکس تند سرش را بلند کرد و صورت خیس از اشکش را پاک کرد
الکس : پس یه احتمال هست
تهیونگ آروم دست الکس را ول کرد سپس به زمین خیره شد تلخ گفت
تهیونگ: اسمش که روشه چه احتمال چه واقعیت
الکس عصبی و لی با صدا حاصل از بغصش نجوا کرد ...
الکس : تهیونگ چرتو پرت بهم نگو ... باید آزمایش بدی خدا کنه نباشه .. ولی اگه هم باشه درمانی وجود داره
تهیونگ عصبی و محکم گفت
دیدگاه ها (۲)

معاملهp28جونگ‌کوک ساعت هشت صبح از خواب بیدار شد.چند لحظه به ...

رمان تهیونگ

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 162✦...................

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : هفتم » پیشونی پسر رو بوسید . کوک سرش...

اینجا یه زره داستان بد میشه چیزی نی کوک فردا یادش میره

دردسرهای بچه داری پارت ۱۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط