Heir of Light and Darkness
Heir of Light and Darkness
part : 5
جونگکوک اون قسمت و میمکید و گاز های ریزی میگرفت که نالهی تهیونگ و در می آورد.
+آه... ن.. نکن!
جونگکوک اهمیتی نداد و گاز محکمی از قسمت دیگه ای از گردنش گرفت، تهیونگ ناخن هاشو رو شونهی جونگکوک فشار داد و مطمئن بود که جای ناخن هاش تا چندین روز باقی میمونه.
+ل.. لطفا... نکن
-خفه شو
با یه دستش کمر پسر و گرفته بود و دست دیگه اش و رو دیوار گذاشته بود و راه تهیونگ و مسدود کرده بود.
+آه...مم...
تهیونگ بی وقفه ناله میکرد و با ناخن هاش لذت و دردی که بهش وارد میشد و روی سر شونهی جونگکوک خالی میکرد. جونگکوک لیسی به همون قسمت زد و سرش و بیرون آورد و به مارک هایی که رو گردنش کاشته بود نگاه کرد
-حالا بهتر شد.
گونه های تهیونگ سرخ شده بودن و تند تند نفس میکشید، قلبش با شدت به سینه اش میکوبید و میترسید جونگکوک صداشو بشنوه!
+آه...
تهیونگ آهی کشید و چشماشو روی هم فشرد که گرمی حس کرد
-رنگ بنفش به گردن سفیدت خیلی ترکیب شاهکاریه...
و قسمتی از گردن تهیونگ و به دندون گرفت و مکید
+هممم...
تهیونگ دوباره ناله ای کرد سعی داشت جلوش و بگیره، ولی بدنش بهش خیانت میکرد.
+ا.. آرومتر!
تهیونگ با عجز نالید، جونگکوک دوباره مکی به همون قسمت زد و تهیونگ و روی تخت پرت کرد و روش خیمه زد و لباشو رو لبای تهیونگ گذاشت. تهیونگ اول سعی کرد مقاومت کنه اما با گاز گرفته شدن لب پایینش توسط دندون های تیز جونگکوک دست از مقاومت برداشت
+اووم...
تهیونگ نالهی خفه ای داخل دهن جونگکوک کرد، با گاز گرفته شدن دوباره لبش فهمید باید همکاری کنه...بی اختیار دستاشو دور گردن جونگکوک حلقه کرد و شروع به همکاری کرد. جونگکوک از همکاری تهیونگ صدای خفه ای از گلوش بیرون اومد.
دستش و رو پهلوی تهیونگ گذاشت و فشرد، با حرکتی سریع روی تخت رو کمر دراز کشید و تهیونگ و روی خودش گذاشت، جوری که باسن تهیونگ دقیقا روی عضوش قرار گرفت.
با داغی و نرمی باسن تهیونگ روی عضوش ناله ای کرد و دستاش و دور کمر پسر گذاشت.
~~~
اهممم ببخشید اگه خیلیییی کمههه چون پارت بعدی اسماتههه... از همین الان بگم؛کسایی که از اسمات بدشون میاد و نمیخونن رد کنن بره گزارش الکی نکنید.
part : 5
جونگکوک اون قسمت و میمکید و گاز های ریزی میگرفت که نالهی تهیونگ و در می آورد.
+آه... ن.. نکن!
جونگکوک اهمیتی نداد و گاز محکمی از قسمت دیگه ای از گردنش گرفت، تهیونگ ناخن هاشو رو شونهی جونگکوک فشار داد و مطمئن بود که جای ناخن هاش تا چندین روز باقی میمونه.
+ل.. لطفا... نکن
-خفه شو
با یه دستش کمر پسر و گرفته بود و دست دیگه اش و رو دیوار گذاشته بود و راه تهیونگ و مسدود کرده بود.
+آه...مم...
تهیونگ بی وقفه ناله میکرد و با ناخن هاش لذت و دردی که بهش وارد میشد و روی سر شونهی جونگکوک خالی میکرد. جونگکوک لیسی به همون قسمت زد و سرش و بیرون آورد و به مارک هایی که رو گردنش کاشته بود نگاه کرد
-حالا بهتر شد.
گونه های تهیونگ سرخ شده بودن و تند تند نفس میکشید، قلبش با شدت به سینه اش میکوبید و میترسید جونگکوک صداشو بشنوه!
+آه...
تهیونگ آهی کشید و چشماشو روی هم فشرد که گرمی حس کرد
-رنگ بنفش به گردن سفیدت خیلی ترکیب شاهکاریه...
و قسمتی از گردن تهیونگ و به دندون گرفت و مکید
+هممم...
تهیونگ دوباره ناله ای کرد سعی داشت جلوش و بگیره، ولی بدنش بهش خیانت میکرد.
+ا.. آرومتر!
تهیونگ با عجز نالید، جونگکوک دوباره مکی به همون قسمت زد و تهیونگ و روی تخت پرت کرد و روش خیمه زد و لباشو رو لبای تهیونگ گذاشت. تهیونگ اول سعی کرد مقاومت کنه اما با گاز گرفته شدن لب پایینش توسط دندون های تیز جونگکوک دست از مقاومت برداشت
+اووم...
تهیونگ نالهی خفه ای داخل دهن جونگکوک کرد، با گاز گرفته شدن دوباره لبش فهمید باید همکاری کنه...بی اختیار دستاشو دور گردن جونگکوک حلقه کرد و شروع به همکاری کرد. جونگکوک از همکاری تهیونگ صدای خفه ای از گلوش بیرون اومد.
دستش و رو پهلوی تهیونگ گذاشت و فشرد، با حرکتی سریع روی تخت رو کمر دراز کشید و تهیونگ و روی خودش گذاشت، جوری که باسن تهیونگ دقیقا روی عضوش قرار گرفت.
با داغی و نرمی باسن تهیونگ روی عضوش ناله ای کرد و دستاش و دور کمر پسر گذاشت.
~~~
اهممم ببخشید اگه خیلیییی کمههه چون پارت بعدی اسماتههه... از همین الان بگم؛کسایی که از اسمات بدشون میاد و نمیخونن رد کنن بره گزارش الکی نکنید.
- ۴.۵k
- ۲۳ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط