پارت یازدهم

پارت یازدهم
فردا در مدرسه جوجوتسو
یوجی : پس خواهرم می تون نفرین ها رو ببین
گوجو : بله و من همه ی داستان و براش تعریف کردم و اونم امروز به مدرسه میاد
یوجی : واکنش چی بود ؟
گوجو : خب معلومه که تعجب کرد و خیلی هم نگران تو شد
یوجی : که اینطور ( معلومه خوشحال شده )
نوبارا: کم کم دیگه باید برسن ( والدین )
مگومی : آره
گوجو : نوبارا نگاه کن مامان و بابات رسیدن
نوبارا سریع رفت پیش مامان و باباش و بقلشون کرد
نوبارا : دلم براتون تنگ شده بود ( با اشک شوق )
مامان و بابای نوبارا : ماهم همینطور
والدین کم کم داشتن می رسیدن و یوجی خوشحال بود که خواهرش قراره بیاد
چند دقیقه بعد
ا٫ت رسیده بود به مدرسه هم پاش و توی مدرسه گذاشت یوجی دوید سمتش و داد زد : آآآببججیی ججوووننن ( آبجی جون ) و ا٫ت رو بقل کرد
ا٫ت با صدای مهربون و لبخندی بزرگ : داداش کوچولو دلم برات تنگ شده بود
یوجی : منم همینطور
بعد از چند دقیقه گفت و گو و رفع دلتنگی گوجو و نوبارا و مگومی اومدن توی حیاط . گوجو وقتی ا٫ت رو دید خودش رو جمع و جور کرد تا بره و سلامی بکن ( بچه ها لباسی که ا٫ت پوشیده اسلاید دوم پارت )
پایان پارت دهم ♥️
دیدگاه ها (۰)

نیمه شب بودچان رو کاناپه دراز کشیده بود چون که ظهر با ا/ت بح...

سناریو سانزو پارت ۲

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

گه دستت زخم بشه ( صدمه ببینی ) چی کار میکنن ؟ چه ری اکشنی دارن ؟

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۱ا/ت : از خواب بیدار شدم لبا...

آواز عشق♣️part8♣️ویو ا/تدر باز شد و یه خانم میانسال اومد داخ...

ادامه سناریو

چند پارتی (درخواستی)

تکپارتی جونگ کوک

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط