{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

+گفت : قرص برنج؟

+گفت : قرص برنج؟
-گفتم : نه...
+گفت : دیازپام؟
-گفتم : احتمال برگشت داره...
+گفت : سیانی پتاسیم؟
-گفتم : دردسر خریدن داره...
+گفت : سقوط از بلندی؟
-گفتم : احتمال زنده موندن و قطع نخاع داره...
+گفت : تیغ؟
-گفتم : باز احتمال زنده موندن و بدنامی داره...
+گفت : صبر کن!؟
-گفتم : چرا؟!
+گفت : خاطره ها،کار خودشونو میکنن...
دیدگاه ها (۱۸)

یا حسین دل خیلیا جهنمه توروجون سه سالت قسمت میدم حاجت همه رو...

الله تنهاست ...

واسه وقتایی که جای فحش خندیدم انگارنه انگارکه چیزی،شده باشه....

به سلامتیه "خدا "که هر موقع دلم واسش تنگ شه !!!خودشو نمی گیر...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:⁷....

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۱ *سانیار*نمی دونم مروارید کجاست ...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۸ *سانیار*تا دیدم داره به لپ های ...

رمان عشق مافیا پارت 9 از زبان ا/تبه وکیلم زنگ زدم و گفتم : ه...

نام: قرارداد نفرتPart:⁴⁶صبح روز بعد...نور آفتاب از لای پرده‌...

نوشتنپارت هشتم: اتاق ۱۳ 🗝️🖤درِ زیرزمین با صدای بلندی باز شد....

📖 طنین سکوت (Echoes of Silence)پارت هفدهم: وقتی طوفان شروع ش...

part 5ویو آناستازیا صبح از خواب پا شدم و روی تخت نشستم و به ...

part 1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط