name

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.
Season:¹
part:⁷
.
.
.
.
.
.
.
.
.
بعد چند مین یکی یکی از میز بلند میشدن
و میرفتن سر کار های خودشون کوک هم قبل رفتن یه لبخند بی روحی زد و رفت به نظر میومد یه اتفاقایی داره میفته.
.
تا خواستم بلند شم پدر بزرگ دستم رو گرفت و کشید سمت خودش .
.
با تعجب بهش نگاه میکردم که بالاخره زبون باز کرد و گفت:
.
*دخترم.
.
+بله پدر بزرگ ؟
.
*از امروز کار ها و برنامه داری برای خودت .
.
و ادامه داد:
.
ساعت دو ظهر برای ناهار میای و ساعت چهار معلم نقاشی میاد پیشت و ساعت پنج کلاس خود ارایی و ساعت شیش هم کلاس رقص داری و هفت و نیم هم باید برای شام بیای صبحانه هم میارن اتاقت.
.
چشمام از تعجب برق میزد.
.
یعنی اینهمه پشت سر هم.
.
خسته کنن ده به نظر میاد ولی از هیچی که بهتره.
تو همین فکرا بودم که سوالی برام پیش اومد.
.
یعنی بقیه بچه ها چه کار هاییی انجام م میدن؟.
.
قبل اینکه پدربزرگ چیزی بگه گفتم:
.
+بقیه بچه ها چیکار میکنن؟
.
دستم رو جلوی دهنم گذاشتم و فحشی نسار خودم کردم این چه سوالی بود حتما الان میگه چقدر فضولم .
.
تو همین فکرا بودم که با صدای خنده پدربزرگ رشته افکارم پاره شد.
.
*تو واقعا مثل پدرت فضول هستی.
.
بله دیدی گفتم الان نکنه منو بندازن بیرون.
.
ولی .....
.
پدربزرگ از کجا پدرمو میشناسه؟ عجیب بود.
.
پدر بزرگ باخنده ادامه داد:
.
*فضول خانم گوش کن ببین چی میگم تا کنجکاویت اروم بگیره .
.
*برای جیمین و جئونکوک کلاس تکواندو ،تیر اندازی با اسلحه‌،کاراته برقرار میشه البته جئونکوک یکسری کارای دیگه مثل بدن‌سازی، بوکس،شنا هم انجام میده چون اون وارس خانواده و مافیای بعدی بعد از منه .
.
*سوالی نیست؟
.
با تعجب به پدربزرگ نگاه میکردم و گفتم:
.
+پدر بزرگ کوک تمام این کارا رو تو یه روز انجام میده؟
.
*پدر بزرگ لبخند زد و گفت نه برنامه خودشو داره نوه گلم.
.
بعد پرسیدم سلنا چیکار میکنه.
.
+پدر بزرگ سلنا چیکار میکنه؟
.
پدربزرگ پیشونیمو بوسید و گفت:
.
*اونم کارایی که تو انجام میدی رو انجام میده نوه ی فضولم.
.
یجوری فضولم رو تو دهنش چرخوند که از خجالت مردم و زنده شدم که احساس گرمی لپام بهم فهموند داره یه اتفاقایی میفته.
.
لپامو از خجالت گرفتم و دوییدم سمت در و از پدربزرگ خداحافظی کردم .
.
باید خجالتمو کنترل کنم .
.
وگرنه دردسر میشه.
.
خب کلاس خود ارایی و کلاس نقاشی که داخل اتاقمه ولی کلاس رقص که نمیشه داخل اتاق باشه سرم رو کج کردم و خاروندم.
.
+باید از کوک بپرسم.
.
ادامه دارد...........
دیدگاه ها (۱)

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹.part:¹...

the first lie

عشق زار آلود (Mysterious Love)Part:3📱 صبح روز بعد، ات با چشم...

نگاه نفرت انگیز ,, Hateful look ,, 𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟐~ناگهان دینگ دینگ ...

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

Forbidden love⑤دو ماه بعدرینا: ا/تا/ت: جانمرینا: امروز با اس...

پارت دو

Pat:7اسم: عاشق چشماش شدما.ت . توی راه گوشیم زنگ خورد. اصلا س...

پارت ۴۵

چند پارتی جونگ کوک نشستیم سر میز شام که پسر عموی کوک نشست رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط