پارت ۱۵

پارت ۱۵
همه یه وسیله با خودشون حمل میکردن و گیومی که از همه بزرگ تر بود بیشترین وسیله رو داشت.
من: ماشاءالله.
سانمی: جای چرت و پرت‌ بیا یکم از این وسیله ها رو بگیر.
من: من حضور واقعی ندارم و رسماً روحم پس چیزی نمیتونم بگیرم،
در ضمن نزوکو داره با بد بد نگاه میکنه عصبانیه.
سانمی: به یه ورم.
من: آها.
صدای خش خش اومد.
من: عررررررررررررررررررررر مادرجان موزاننننن حملههههههههه کرد کومککککککککککککک موزخان میخواد ما رو بخورررررررررررهههههههه.
گروه:#__#__#.
برگ ها:@__@.
نور خورشید:&___&.
موزان : داداچ ناموسا من مردم در ضمن خورشیده من چه گوهی میتونم بخورم؟.
من: پس صدای برگ از کج--.
؟؟؟: اههههه چقدر برگ برو اونور من خودم اعصاب ندارم ایییی این برگا لباس خوشگلم رو خراب کردن
خدااااااااایااااااااااااا.
من: جیغغغغغغغ.
؟؟؟: جیغغغغغغغغغغغغغغغ.
من: عرررر شیطان.
؟؟؟: عرررررر روح.
من: جیغغغغ چیزه تو کی هستی؟.
؟؟؟: من؟ تو کی هستی؟.
من: من نویسنده این سناریو هستم.
؟؟؟ از سایه اومد بیرون.
؟؟؟: منم کیبوتسوجی میوکو هستم.
من: اِ میوکو جونمه شرمنده نشناختمت.
میوکو: خواهش.
(میوکو ۱۵۰ سالشه و اینجا حدوداً بیست ساله به نظر میرسه).
دیدگاه ها (۵)

★دستبند ما؟!...p³ادامه داد:"ببخشید جونگ‌کوک واقعا عذر می‌خوا...

بهترین هاشیرا

فصل دوم p26 کوکی: واهااااااای خداااایا یه بانی(ذوق خرگوشی) ش...

تک پارتی از تهی

راز پشت زره پارت ۱

اعتماد پارت|۱۶۲|

#دوراهی                               پارت . 1 .معرفی : من ک...

اسلاید ها : ¹. عروسکی ک یون‌ها داد ². ساعت هوشمندی ک سونگ دا...

✙๖ۣۜD๖ۣۜE๖ۣۜW๖ۣۜO๖ۣۜN✙PART 2 ✙◍ داشت نفس نفس میزد و جون بلند...

بوک : اون مهربونه... پارت : ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط